عصر ظهور

موسسه مجازی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

عصر ظهور

موسسه مجازی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

نویسند و گردآورنده مطالب : محمد رضا زارع
#نشر مطالب باذکر نشانی این وبلاگ بلامانع است!
_____________________

حدیث روز:

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ مِنَ الْخَیْرِ مَا یُعَجَّلُ
اصول کافى جلد3 صفحه: 212 روایة:4

ترجمه :
رسول خدا (ص) فرمود: همانا خدا کارهاى خیر، زود انجام شده را دوست دارد.

__________________________
*دوستان مارا در لینک زیر حتما دنبال کنید.*

دوستانی که بنده را دنبال میکنند، در صورتی که آدرس سایتشان نیز در فهرست دنبال کنندگانمون ثبت باشه و لینک دنبال کردن هم داشته باشند دنبال خواهند شد


۳۱۲ مطلب با موضوع «تفسیر قرآن» ثبت شده است

#دوستان عزیزی که نماز و روزه و ختم قرآن قضای اموات(ره) برگردنشان میباشد می توانند با مراجعه به منوهای بالای صفحه وبلاگ وارد گزینه نماز و روزه استیجاری شوند واین دین بزرگ را از خود ساقط کنند..  /\   /\

 

«١٦٠»إِلاَّ الَّذِینَ‌ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ بَیَّنُوا فَأُولئِکَ‌ أَتُوبُ‌ عَلَیْهِمْ‌ وَ أَنَا التَّوّابُ‌ الرَّحِیمُ‌ 
مگر آنها که توبه کردند و(اعمال بد خود را با اعمال نیک)اصلاح نمودند و (آنچه را کتمان کرده بودند)آشکار ساختند،که من(لطف خود را)بر آنان بازمى‌گردانم،زیرا من توبه‌پذیر مهربانم. 
نکته‌ها: 
براى گناه کتمان،همچون سایر گناهان،راه توبه و بازگشت باز است.امّا توبه‌ى واقعى،با پشیمانى قلبى و اصلاح عمل و بیان موارد کتمان صورت مى‌گیرد.توبه‌ى کسى که نماز نخوانده آن است که نمازهاى خود را قضا کند.توبه کسى که مال مردم را تلف کرده آن است که باید همان مقدار را به صاحبش برگرداند.در این مورد نیز کسى که با کتمان حقایق،به دنیاى علم،اندیشه و نسل‌ها،خیانت کرده،فقط‍‌ با تبیین حقایق و بازگوئى آنهاست که مى‌تواند گذشته را جبران نماید. 
خداوند به شیطان فرمود: «إِنَّ‌ عَلَیْکَ‌ لَعْنَتِی» ٢لعنت من بر تو.و در آیه بعد مى‌فرماید: «عَلَیْهِمْ‌ لَعْنَةُ‌ اللّهِ‌...» پس کتمان‌کنندگان و شیطان،در یک ردیف هستند. پیام‌ها: 
١-خداوند،امکان توبه و بازگشت را براى خطاکاران،در هر شرایطى فراهم نموده است. «یَلْعَنُهُمُ‌ اللّهُ‌... إِلاَّ الَّذِینَ‌ تابُوا» 
٢-کتمان حقایق دینى،فساد است،زیرا به توبه‌کننده،فرمان اصلاح و جبران داده شده است. «تابُوا وَ أَصْلَحُوا» 
٣-توبه‌ى هر گناه،متناسب با آن است.توبه‌ى کتمان،بیان حقایق است. «تابُوا... 
وَ بَیَّنُوا» 
٤-چون در مقام تهدید و توبیخ،لعنت خداوند شامل حال کتمان‌کنندگان شد،در مقام مهربانى نیز کلمات«اَنَا»و«توّاب»و«رحیم»به کار رفته تا بگوید:من خودم با مهربانى مخصوصم،به شما بازمى‌گردم . «یَلْعَنُهُمُ‌ اللّهُ‌... أَنَا التَّوّابُ‌ الرَّحِیمُ‌» 
٥-تهدید گنهکار و بشارت نیکوکار،دو رکن اساسى براى تربیت فرد و جامعه است. «یَلْعَنُهُمُ‌ اللّهُ‌... أَنَا التَّوّابُ‌ الرَّحِیمُ‌» 
٦-بازگشت لطف خداوند به توبه‌کنندگان،دائمى،قطعى و همراه با محبّت است. 
«أَتُوبُ‌ عَلَیْهِمْ‌ وَ أَنَا التَّوّابُ‌ الرَّحِیمُ‌» 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۸ ، ۱۸:۱۹
محمدرضا زارع

#دوستان عزیزی که نماز و روزه و ختم قرآن قضای اموات(ره) برگردنشان میباشد می توانند با مراجعه به منوهای بالای صفحه وبلاگ وارد گزینه نماز و روزه استیجاری شوند واین دین بزرگ را از خود ساقط کنند..  /\   /\

 

«١٥٩»إِنَّ‌ الَّذِینَ‌ یَکْتُمُونَ‌ ما أَنْزَلْنا مِنَ‌ الْبَیِّناتِ‌ وَ الْهُدى‌ مِنْ‌ بَعْدِ ما بَیَّنّاهُ‌ لِلنّاسِ‌ فِی الْکِتابِ‌ أُولئِکَ‌ یَلْعَنُهُمُ‌ اللّهُ‌ وَ یَلْعَنُهُمُ‌ اللاّعِنُونَ‌ 

نکته‌ها: 
گرچه مورد آیه،دانشمندان یهود و نصارى هستند که حقایق تورات و انجیل را براى مردم بیان نمى‌کردند،ولى جمله‌ى «یَکْتُمُونَ‌» که دلالت بر استمرار دارد،شامل تمام کتمان‌کنندگان در طول تاریخ مى‌شود.چنانکه لعنت پروردگار نیز تا ابد ادامه خواهد داشت. 
کتمان حقّ‌ مى‌تواند صورت‌هاى مختلفى داشته باشد،گاهى با سکوت و عدم اظهار حقّ‌، گاهى با توجیه و گاهى با سرگرم کردن مردم به امور جزئى و غافل ساختن آنها از مسائل اصلى است.در مواردى همانند اسرار مؤمنان یا عیوب برادران دینى،کتمان واجب یا مستحبّ‌ است. 
گناه کتمان،بیشتر از جانب علما است.در آیه ١٨٧ سوره‌ى آل عمران نیز آمده است که خداوند از اهل کتاب پیمان گرفت تا حقایق را براى مردم بیان کرده و کتمان نکنند. «وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ‌ مِیثاقَ‌ الَّذِینَ‌ أُوتُوا الْکِتابَ‌ لَتُبَیِّنُنَّهُ‌ لِلنّاسِ‌ وَ لا تَکْتُمُونَهُ‌» در روایات آمده است:روز قیامت به دهان کتمان‌کنندگان حقّ‌،لجام زده مى‌شود. 
پیام‌ها: 
١-ظلم فرهنگى،بدترین ظلم‌هاست که لعنت خالق و مخلوق را به دنبال دارد. 
«یَکْتُمُونَ‌... یَلْعَنُهُمُ‌ اللّهُ‌ وَ یَلْعَنُهُمُ‌ اللاّعِنُونَ‌» 
٢-کتمان،حقّ‌ ممنوع است،چه کتمان معجزات و دلائل حقّانیّت باشد؛ «اَلْبَیِّناتِ‌» و چه کتمان رهنمودها و ارشادات. ١«اَلْهُدى‌» 
٣-کتمان حقّ‌،بزرگترین گناهان است.چون مانع هدایت مردم و باقى ماندن نسل‌ها در گمراهى است. «یَلْعَنُهُمُ‌ اللّهُ‌» 
٤-کتمان حقّ‌،ظلم به دین خدا و حقّ‌ مردم نسبت به هدایت یافتن است.لذا کتمان‌کنندگان حقّ‌ را،خدا و مردم لعنت مى‌کنند. «یَلْعَنُهُمُ‌ اللّهُ‌ وَ یَلْعَنُهُمُ‌ اللاّعِنُونَ‌» 
٥-نفرین و لعنت مردم،مؤثر است و باید از اهرم نفرت مردم براى نهى از منکر استفاده نمود. «یَلْعَنُهُمُ‌ اللاّعِنُونَ‌» 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۸ ، ۱۷:۱۳
محمدرضا زارع

#دوستان عزیزی که نماز و روزه و ختم قرآن قضای اموات(ره) برگردنشان میباشد می توانند با مراجعه به منوهای بالای صفحه وبلاگ وارد گزینه نماز و روزه استیجاری شوند واین دین بزرگ را از خود ساقط کنند..  /\   /\

 

«١٥٩»إِنَّ‌ الَّذِینَ‌ یَکْتُمُونَ‌ ما أَنْزَلْنا مِنَ‌ الْبَیِّناتِ‌ وَ الْهُدى‌ مِنْ‌ بَعْدِ ما بَیَّنّاهُ‌ لِلنّاسِ‌ فِی الْکِتابِ‌ أُولئِکَ‌ یَلْعَنُهُمُ‌ اللّهُ‌ وَ یَلْعَنُهُمُ‌ اللاّعِنُونَ‌ 
کسانى که آنچه را از دلائل روشن و اسباب هدایت را نازل کرده‌ایم،با آنکه براى مردم در کتاب بیان ساخته‌ایم،کتمان مى‌کنند،خداوند آنها را لعنت مى‌کند و همه لعنت‌کنندگان نیز آنان را لعن مى‌نمایند. 
نکته‌ها: 
گرچه مورد آیه،دانشمندان یهود و نصارى هستند که حقایق تورات و انجیل را براى مردم بیان نمى‌کردند،ولى جمله‌ى «یَکْتُمُونَ‌» که دلالت بر استمرار دارد،شامل تمام کتمان‌کنندگان در طول تاریخ مى‌شود.چنانکه لعنت پروردگار نیز تا ابد ادامه خواهد داشت. 
کتمان حقّ‌ مى‌تواند صورت‌هاى مختلفى داشته باشد،گاهى با سکوت و عدم اظهار حقّ‌، گاهى با توجیه و گاهى با سرگرم کردن مردم به امور جزئى و غافل ساختن آنها از مسائل اصلى است.در مواردى همانند اسرار مؤمنان یا عیوب برادران دینى،کتمان واجب یا مستحبّ‌ است. 
گناه کتمان،بیشتر از جانب علما است.در آیه ١٨٧ سوره‌ى آل عمران نیز آمده است که خداوند از اهل کتاب پیمان گرفت تا حقایق را براى مردم بیان کرده و کتمان نکنند. «وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ‌ مِیثاقَ‌ الَّذِینَ‌ أُوتُوا الْکِتابَ‌ لَتُبَیِّنُنَّهُ‌ لِلنّاسِ‌ وَ لا تَکْتُمُونَهُ‌» در روایات آمده است:روز قیامت به دهان کتمان‌کنندگان حقّ‌،لجام زده مى‌شود. 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۸ ، ۱۷:۲۹
محمدرضا زارع

#دوستان عزیزی که نماز و روزه و ختم قرآن قضای اموات(ره) برگردنشان میباشد می توانند با مراجعه به منوهای بالای صفحه وبلاگ وارد گزینه نماز و روزه استیجاری شوند واین دین بزرگ را از خود ساقط کنند..  /\   /\

 

«١٥٨»إِنَّ‌ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ‌ مِنْ‌ شَعائِرِ اللّهِ‌ فَمَنْ‌ حَجَّ‌ الْبَیْتَ‌ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ‌ عَلَیْهِ‌ أَنْ‌ یَطَّوَّفَ‌ بِهِما وَ مَنْ‌ تَطَوَّعَ‌ خَیْراً فَإِنَّ‌ اللّهَ‌ شاکِرٌ عَلِیمٌ‌ 
همانا صفا و مروه،از شعائر خداست.پس هرکه حج خانه‌ى خدا و یا عمره به جاى آورد،مانعى ندارد که بین صفا و مروه طواف کند.و(علاوه بر واجبات،) هرکس داوطلبانه کار خیرى انجام دهد،همانا خداوند سپاسگزار داناست. 
نکته‌ها: 
«شعائر»جمع«شعیرة»به نشانه‌هایى که براى اعمال خاصّى قرار مى‌دهند،گفته مى‌شود و «شعائر الله»علامت‌هایى است که خدا براى عبادت قرار داده است. ١
صفا و مروه نام دو کوه در کنار مسجد الحرام است که با فاصله تقریبى ٤٢٨ متر،روبروى یکدیگر قرار دارند و امروزه به صورت خیابانى سرپوشیده در آمده است.زائران خانه خدا، وظیفه دارند هفت مرتبه فاصله میان این دو کوه را طى کنند.این کار یادآور خاطره‌ى هاجر، همسر فداکار حضرت ابراهیم است که براى پیدا کردن جرعه آبى براى کودک خود اسماعیل،هفت بار فاصله این دو کوه را با اضطراب و نگرانى و بدون داشتن هیچ‌گونه یاور و همدمى طى کرد.امام صادق علیه السلام فرمود:در روى زمین،مکانى بهتر از میان این دو کوه وجود ندارد،زیرا هر متکبّرى در آنجا سربرهنه و پابرهنه و کفن پوشیده بدون هیچ امتیاز و نشانه‌اى باید مسافت بین دو کوه را طى کند،گاهى با دویدن و گاهى با راه رفتن.کوه صفا علاوه بر اینها خاطره‌هایى از دعوت پیامبر اسلام دارد که چگونه کفّار مکّه را به توحید فرامى‌خواند و آنها گوش نمى‌دادند. ٢
در عصر جاهلیّت،مشرکان در بالاى کوه صفا،بتى بنام«اُساف»و بر کوه مروه،بت دیگرى بنام«نائله»نصب کرده بودند و به هنگام سعى،آن دو بت را به عنوان تبرّک،با دست مسح مى‌کردند.مسلمانان به‌همین‌جهت از سعى میان صفا و مروه کراهت داشته و فکر مى‌کردند با توجّه به سابقه قرار داشتن بت بر بالاى دو کوه،نباید سعى کنند.آیه فوق نازل شد که صفا و مروه از شعائر الهى است و اگر مردم نادان آنها را آلوده کرده‌اند،دلیل بر این نیست که مسلمانان آن را رها کنند. ١
حج و عمره،گاهى در کنار هم،مانند اذان و اقامه به‌جاآورده مى‌شوند،و گاهى اعمال عمره، جداگانه و به تنهایى انجام مى‌شود. 
در عمره تمتع پنج عمل واجب است:١-احرام.٢-طواف.٣-نماز طواف.٤-سعى بین صفا و مروه.٥-کوتاه کردن مو یا ناخن.البته در عمره مفرده،طواف نساء و نماز طواف نساء نیز بر این پنج عمل اضافه مى‌شود. 
حج علاوه بر اینها،چند عمل دیگر دارد که در جاى خود بدان اشاره شده است.به هر حال سعى بین صفا و مروه،هم در عمره مطرح است و هم در حج. 
دیدن صفا و مروه،حضور در صحنه تاریخ است تا اینکه تصدیق به جاى تصور،و عینیّت به جاى ذهنیّت قرار گیرد.در صفا و مروه،کلاس خداشناسى است که چگونه اراده او این‌همه انسان را باآن‌همه اختلاف،در یک لباس و یک‌جهت جمع مى‌کند.کلاس پیامبرشناسى است که چگونه ابراهیم،آن پیامبر الهى،براى انجام فرمان خداوند،زن و فرزند خویش را در آن بیابان تنها گذاشت.و هم کلاس انسان‌شناسى است که مى‌آموزد چگونه انسان مى‌تواند در لحظاتى اعمالى را انجام دهد که تا ابد آثار آن باقى بماند.سعى صفا و مروه،یاد مى‌دهد اگر همه با هم حرکت کنیم،روح الهى را در جامعه خود مى‌بینیم.سعى صفا و مروه، یاد مى‌دهد که باید تکبّر را به دور انداخته و همراه دیگران حرکت کنیم.سعى صفا و مروه،به ما مى‌آموزد که در راه احیاى نام خداوند،زن و کودک هم سهم دارند. 
در آیات قبل،سخن از بلا و آزمایش بود،در این آیه نمونه‌اى از آزمایش هاجر،کودک،پدر او و سایر مسلمانان مطرح است.اثر کار خدایى و اخلاص تا آنجا پیش مى‌رود که همه‌ى انبیا و اولیا،موظّف مى‌شوند به تقلید از هاجر همسر ابراهیم و با قیافه‌اى مضطرب و هروله کنان همچون او،این مسافت را هفت بار طى کنند.و این فرمان،تشکر خداوند از رنجهاى حضرت هاجر است. «فَإِنَّ‌ اللّهَ‌ شاکِرٌ عَلِیمٌ‌» 
بااینکه سعى صفا و مروه واجب است،لکن مى‌فرماید: «فَلا جُناحَ‌ عَلَیْهِ‌» ،این لحن بخاطر همان نگرانى از وضع پیشین است که جایگاه بت و محلّ‌ عبور مشرکان بود. 
طواف،به معناى گردش دائره‌اى نیست،بلکه به هر حرکتى که انسان دوباره به جایگاه اوّلیّه برگردد،خواه به صورت دورى باشد یا طولى،طواف گفته مى‌شود.لذا کلمه طواف،هم در مورد طوافِ‌ دور کعبه که حرکت دایره‌اى است گفته شده؛ «وَ لْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ‌ الْعَتِیقِ‌» ١و هم درباره حرکت طولى بین صفا و مروه آمده است. 
پیام‌ها: 
١-توجّه خاصّ‌ خداوند به برخى مکان‌ها یا زمان‌ها یا اشخاص،موجب مى‌شود که آنها از شعائر الهى گردند. «إِنَّ‌ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ‌ مِنْ‌ شَعائِرِ اللّهِ‌» 
٢-نیّت،به کارها ارزش مى‌دهد.مشرکان براى لمس بت‌ها،سعى مى‌کردند،ولى اسلام مى‌فرماید:براى رضاى خدا سعى کنید. ٢«فَلا جُناحَ‌ عَلَیْهِ‌ أَنْ‌ یَطَّوَّفَ‌ بِهِما» 
٣-اگر مراکز حقّ‌،توسط‍‌ گروهى با خرافات آلوده شد،نباید از آن دست کشید، بلکه باید با حضور در آن مراکز،آنجا را پاک‌سازى نموده و دست گروه منحرف را از آن کوتاه کرد. «فَلا جُناحَ‌ عَلَیْهِ‌ أَنْ‌ یَطَّوَّفَ‌ بِهِما» 
٤-عبادت باید عاشقانه و داوطلبانه باشد. «فَمَنْ‌ تَطَوَّعَ‌» 
٥-خداوند در برابر عبادات بندگان،شاکر است. «فَإِنَّ‌ اللّهَ‌ شاکِرٌ» این تعبیر، بزرگترین لطف از جانب او نسبت به بندگان است. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۸ ، ۱۸:۲۱
محمدرضا زارع

#دوستان عزیزی که نماز و روزه و ختم قرآن قضای اموات(ره) برگردنشان میباشد می توانند با مراجعه به منوهای بالای صفحه وبلاگ وارد گزینه نماز و روزه استیجاری شوند واین دین بزرگ را از خود ساقط کنند..  /\   /\

 

 

«١٥٧»أُولئِکَ‌ عَلَیْهِمْ‌ صَلَواتٌ‌ مِنْ‌ رَبِّهِمْ‌ وَ رَحْمَةٌ‌ وَ أُولئِکَ‌ هُمُ‌ الْمُهْتَدُونَ‌ 
آنانند که برایشان از طرف پروردگارشان،درودها و رحمت‌هایى است و همانها هدایت‌یافتگانند. 
نکته‌ها: 
کلمه«صلوات»از واژه‌ى«صلو»به معنى ورود در نعمت و رحمت است،برخلاف واژه‌ى «صلى»که به معناى ورود در قهر و غضب است.مانند: «تَصْلى‌ ناراً حامِیَةً‌» ١
خداوند بر مؤمنانى که در مشکلات،صبر و مقاومت کرده‌اند،خود درود و صلوات مى‌فرستد؛ «صَلَواتٌ‌ مِنْ‌ رَبِّهِمْ‌» ولى درباره مؤمنان مرفّه که زکات اموالشان را مى‌پردازند، دستور مى‌دهد پیامبر صلى الله علیه و آله درود بفرستد.«صلّ‌ علیهم» ٢
پیام‌ها: 
١-خداوند،صابران را غرق در رحمت خاصّ‌ خود مى‌کند. «عَلَیْهِمْ‌ صَلَواتٌ‌» 
٢-تشویق صابران از طرف خداوند،به ما مى‌آموزد که باید ایثارگران و صابران و مجاهدان،در جامعه از کرامت و احترام خاصّى برخوردار باشند. «عَلَیْهِمْ‌ صَلَواتٌ‌ مِنْ‌ رَبِّهِمْ‌...» 
٣-تشویق،از شئون ربوبیّت و لازمه تربیت است. «صَلَواتٌ‌ مِنْ‌ رَبِّهِمْ‌» 
٤-هدایت صابران،قطعى و مسلّم است.با آنکه در قرآن،هدایت یافتن بسیارى از انسان‌ها،تنها یک آرزو است؛ «لَعَلَّهُمْ‌ یَهْتَدُونَ‌» ولى در مورد صابران،هدایت آنان قطعى تلقّى شده است. «أُولئِکَ‌ هُمُ‌ الْمُهْتَدُونَ‌» 
٥-هدایت،مراحلى دارد. بااینکه گویندگانِ‌« إِنّا لِلّهِ‌ وَ إِنّا إِلَیْهِ‌ راجِعُونَ‌ »مؤمنان و هدایت‌شدگان هستند،ولى مرحله بالاتر را بعد از صبر و دریافت صلوات و رحمت الهى کسب مى‌کنند. «أُولئِکَ‌ هُمُ‌ الْمُهْتَدُونَ‌» 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۸ ، ۱۷:۵۱
محمدرضا زارع

#دوستان عزیزی که نماز و روزه و ختم قرآن قضای اموات(ره) برگردنشان میباشد می توانند با مراجعه به منوهای بالای صفحه وبلاگ وارد گزینه نماز و روزه استیجاری شوند واین دین بزرگ را از خود ساقط کنند..  /\   /\

 

«١٥٦»اَلَّذِینَ‌ إِذا أَصابَتْهُمْ‌ مُصِیبَةٌ‌ قالُوا إِنّا لِلّهِ‌ وَ إِنّا إِلَیْهِ‌ راجِعُونَ‌ 
(صابران)کسانى هستند که هرگاه مصیبتى به آنها رسد،مى‌گویند:ما از آنِ‌ خدا هستیم و به‌سوى او بازمى‌گردیم . 
نکته‌ها: 
صابران،به جاى خودباختگى و پناهندگى به دیگران،تنها به خدا پناه مى‌برند.زیرا از دید آنها،تمام جهان کلاس درس و میدان آزمایش است که باید در آن رشد کنیم.دنیا جاى ماندن نیست،خوابگاه و عشرتکده نیست و شداید و سختى‌هاى آن نیز نشانه‌ى بى‌مهرى خداوند نیست.ناگوارى‌ها براى آن است که زیر پاى ما داغ شود تا تندتر و سریع‌تر حرکت کنیم،بنابراین در تلخى‌ها نیز شیرینى است.زیرا شکوفا شدن استعدادها،کامیابى از پاداش‌هاى الهى را بدنبال دارد. 
مصیبت‌هایى که از طرف اوست،تصرف مالک حقیقى و خداوند در مملوک خود است.اگر انسان بداند که خداوند حکیم و رحیم است و او نیز بنده‌اى بوده که قبلاً هیچ نبوده؛ «لَمْ‌ یَکُ‌ شَیْئاً» ١و حتّى بعد از مراحلى هم چیز قابل ذکرى نبوده است؛ «لَمْ‌ یَکُنْ‌ شَیْئاً مَذْکُوراً» ٢خواهد پذیرفت که من باید در اختیار او باشم.او مرا از جماد به نبات،و از نبات به حیوان و از مرتبه‌ى حیوانیّت به انسانیّت سوق داده و این حوادث را براى رشد و ارتقاى من قرار داده است.همان گونه که ما دانه‌ى گندم را زیر فشار،آرد مى‌کنیم و بعد نیز در آتش تنور،تبدیل به نان مى‌کنیم تا مراحل وجودى او را بالا بریم. 
شعار صابران «إِنّا لِلّهِ‌ وَ إِنّا إِلَیْهِ‌ راجِعُونَ‌» است.در حدیث مى‌خوانیم:هرگاه با مصیبتى مواجه شدید،جمله‌ى «إِنّا لِلّهِ‌ وَ إِنّا إِلَیْهِ‌ راجِعُونَ‌» را بگویید. ١گفتن «إِنّا لِلّهِ‌» و یاد خدا به هنگام ناگوارى‌ها،آثار فراوان دارد: 
الف:انسان را از کلام کفرآمیز و شکایت بازمى‌دارد . 
ب:موجب تسلیت و دلدارى و تلقین به انسان است. 
ج:مانع وسوسه‌هاى شیطانى است. 
د:اظهار عقاید حقّ‌ است. 
ه‍‌:براى دیگران درس و الگو شدن است. 
مردم در برابر مشکلات و مصائب چند دسته‌اند: 
الف:گروهى جیغ و داد مى‌کنند. «إِذا مَسَّهُ‌ الشَّرُّ جَزُوعاً» ٢
ب:گروهى بردبار و صبور هستند. «وَ بَشِّرِ الصّابِرِینَ‌» 
ج:گروهى علاوه بر صبر،شکرگزارند.«اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک على مصابهم» ٣
این برخوردها،نشانه‌ى معرفت هرکس نسبت به فلسفه‌ى مصائب و سختى‌هاست.همان گونه که کودک،از خوردن پیاز تند،بى‌تابى مى‌کند و نوجوان تحمّل مى‌کند،ولى بزرگسال پول مى‌دهد تا پیاز خریده و بخورد. 
پیام‌ها: 
١-ریشه‌ى صبر،ایمان به خداوند،معاد و امید به دریافت پاداش است. «اَلصّابِرِینَ‌ اَلَّذِینَ‌... قالُوا إِنّا لِلّهِ‌ وَ إِنّا إِلَیْهِ‌ راجِعُونَ‌» 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۸ ، ۱۶:۰۴
محمدرضا زارع

«١٥٥»وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ‌ بِشَیْ‌ءٍ مِنَ‌ الْخَوْفِ‌ وَ الْجُوعِ‌ وَ نَقْصٍ‌ مِنَ‌ الْأَمْوالِ‌ وَ الْأَنْفُسِ‌ وَ الثَّمَراتِ‌ وَ بَشِّرِ الصّابِرِینَ‌ 
و قطعاً شما را با چیزى از ترس،گرسنگى،زیان مالى و جانى و کمبود محصولات، آزمایش مى‌کنیم و صابران(در این حوادث و بلاها را)بشارت بده. 
نکته‌ها: 
خداوند متعال،همه‌ى انسان‌ها را آزمایش مى‌کند،امّا آزمایش و امتحان همه یکسان نیست.تمام جهان،صحنه آزمایش و تمام مردم حتّى پیامبران نیز مورد امتحان قرار مى‌گیرند.باید بدانیم که آزمایش‌هاى خداوند براى رفع ابهام نیست،بلکه براى شکوفایى استعدادها و پرورش انسان‌ها است. 
وسایل آزمایش الهى نیز تمام حوادث تلخ و شیرین و از جمله ترس و گرسنگى،زیان مالى و جانى و کمبود محصولات است.ترس از دشمن،محاصره‌ى اقتصادى،جنگ و جهاد و اعزام فرزندان و عزیزان به میدان‌هاى نبرد،از جمله امتحانات است. 
براى پیروزى در آزمایشِ‌ خوف از دشمن،نیاز به توکّل و یاد خداوند است و براى مبارزه با کمبودها،نیاز به صبر و پایدارى است که در دو آیه‌ى قبل راه نشان داده شده است. «وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ‌» 
لازم نیست همه‌ى مردم با همه‌ى مسائل آزمایش شوند،بلکه ممکن است: 
الف:هرکس با چیزى آزمایش شود. 
ب:فردى در آزمایشى روسفید باشد،ولى در امتحان دیگرى رسوایى به بار آورد. 
ج:ممکن است آزمایش فردى،وسیله‌ى آزمایش دیگران نیز باشد. 
گاهى کم شدن مال و محصولات یا پیدا شدن خوف و ترس و سایر مشکلات،به خاطر آزمایش الهى است،ولى در بعضى اوقات،این امور کیفر اعمال خود انسان‌هاست. 
انسان‌ها گاهى مرتکب بعضى گناهان مى‌شوند که خداوند آنها را به برخى گرفتارى‌ها مبتلا مى‌کند.حضرت على علیه السلام مى‌فرماید:«ان الله یبتلى عباده عند الاعمال السیئة بنقص الثمرات و حبس البرکات و اغلاق خزائن الخیرات لیتوب تائب و یتذکّر متذکّر» ١همانا خداوند، بندگان خود را به خاطر اعمال فاسدشان،به کمبود محصول و حبس برکت و بسته شدن منابع خیر،گرفتار مى‌کند تا شاید متذکّر شوند و توبه نمایند. 
البتّه همین تنبّه نیز آزمایش است،همان گونه که براثر ایمان نعمتى مى‌دهد که وسیله آزمایشى است؛ «لَأَسْقَیْناهُمْ‌ ماءً غَدَقاً لِنَفْتِنَهُمْ‌ فِیهِ‌» ٢همانا آبى گوارا به آنان نوشاندیم تا ایشان را آزمایش کنیم. 
خداوند چندین عنایت به صابران نموده است از جمله: 
١-محبّت. «وَ اللّهُ‌ یُحِبُّ‌ الصّابِرِینَ‌» ٣
٢-نصرت. «إِنَّ‌ اللّهَ‌ مَعَ‌ الصّابِرِینَ‌» ٤
٣-بهشت. «یُجْزَوْنَ‌ الْغُرْفَةَ‌ بِما صَبَرُوا» ٥
٤-پاداش بى‌حساب. «إِنَّما یُوَفَّى الصّابِرُونَ‌ أَجْرَهُمْ‌ بِغَیْرِ حِسابٍ‌» ٦
٥-بشارت. «بَشِّرِ الصّابِرِینَ‌» 
راه پیروزى در آزمایش‌هاى الهى چند چیز است: 
الف:صبر و مقاومت. 
ب:توجّه به گذرا بودن حوادث و مشکلات. 
ج:توجّه به تاریخ گذشتگان که چگونه مشکلات را پشت سر گذارده‌اند. 
د:توجّه به اینکه همه مشکلات ما در منظر و دید خداست و همه چیز حساب دارد.امام حسین علیه السلام وقتى فرزندش روى دستانش تیر خورد و شهید شد،فرمود:«هون على ما نزل بى انه بعین الله» ٧این حادثه سخت،چون خدا مى‌بیند برایم آسان مى‌نماید. پیام‌ها: 
١-آزمایش و امتحان یک برنامه و سنّت حتمى الهى است. «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ‌» 
٢-ناگوارى‌ها،سبب مقاومت و رشد است.بسیارى از صفات انسان از قبیل صبر، رضا،تسلیم،قناعت،زهد،تقوا،حلم و ایثار،در سایه‌ى برخورد با تنگدستى‌ها است. «وَ بَشِّرِ الصّابِرِینَ‌» 
٣-مورد بشارت،در آیه بیان نشده است به خاطر همین شامل انواع بشارت‌هاى الهى مى‌باشد. «بَشِّرِ الصّابِرِینَ‌» 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۸ ، ۱۶:۵۰
محمدرضا زارع

«١٥٤»وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ‌ یُقْتَلُ‌ فِی سَبِیلِ‌ اللّهِ‌ أَمْواتٌ‌ بَلْ‌ أَحْیاءٌ وَ لکِنْ‌ لا تَشْعُرُونَ‌ و به آنها که در راه خدا کشته مى‌شوند مرده نگوئید،بلکه آنان زنده‌اند، ولى شما نمى‌فهمید. 
نکته‌ها: 
در جنگ بدر،چهارده نفر از مسلمانان به شهادت رسیدند که شش نفر آنها از مهاجران و هشت نفر از انصار بودند.برخى از مردم مى‌گفتند:فلانى مُرد.این آیه نازل شد و آنان را از این تفکّر نهى کرد. ١
شهدا،نه تنها نامشان یا آثار کارهایشان زنده و باقى است،بلکه یک زندگى واقعى برزخى دارند.زندگى‌اى که در آن رزق و شادى و بشارت است،زندگى در جوار رحمت خدا که در آن حزن و ترس وجود ندارد.مشخّصات این زندگى،در تفسیر آیات ١٦٨ تا ١٧٠ سوره آل عمران خواهد آمد.ان‌شاءاللّه. 
شهادت در راه خدا،شامل کشته شدن در میدان نبرد،ترور و سوءقصد دشمنان،کشته شدن مؤمنان در دفاع از جان و ناموس و مال،در هر مکان و زمان مى‌شود. 
پیام‌ها: 
١-نگرشهاى محدود مادّى را باید با ایمان به خدا و گفته‌هاى او تکمیل و تصحیح کرد. «لا تَقُولُوا» 
٢-تکالیف سخت،نیاز به پشتوانه اعتقادى و جبران خسارت‌ها دارد.آرى،کسى که بداند زنده است،به شهادت رو مى‌کند. «لا تَقُولُوا... أَمْواتٌ‌ بَلْ‌ أَحْیاءٌ» 
٣-شهادت،زمانى ارزش دارد که در راه خدا باشد. «فِی سَبِیلِ‌ اللّهِ‌» 
٤-پیکار در راه دین،از ارزشهاى والا در پیشگاه خداوند است. «یُقْتَلُ‌ فِی سَبِیلِ‌ اللّهِ‌» 
٥-روح،بعد از مرگ باقى است،هرچند جسم و بدن متلاشى شود. «أَحْیاءٌ» 
٦-سرچشمه بسیارى از تحلیل‌ها،ناآگاهى از واقعیّات است. «لا تَقُولُوا، لا تَشْعُرُونَ‌» 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۸ ، ۱۷:۵۶
محمدرضا زارع

«١٥٣»یا أَیُّهَا الَّذِینَ‌ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ‌ إِنَّ‌ اللّهَ‌ مَعَ‌ الصّابِرِینَ‌ 

اى کسانى که ایمان آورده‌اید!(در برابر حوادث سخت زندگى،)از صبر و نماز کمک بگیرید،همانا خداوند با صابران است. 

نکته‌ها: 

مشابه این کلام الهى را در همین سوره ١خواندیم که خداوند به بنى اسرائیل مى‌فرمود:در برابر ناملایمات و سختى‌ها،از صبر و نماز کمک بگیرید.در این آیه نیز به مسلمانان دستور داده مى‌شود تا در برابر حوادث سخت زندگى،از صبر و نماز یارى بجویند.آرى،دردهاى یکسان،داروى یکسان لازم دارد. 

اصولاً انسانِ‌ محدود،در میان مشکلات متعدّد و حوادث ناگوار،اگر متصل به قدرت نامحدود الهى نباشد،متلاشى و منکوب مى‌شود.و انسانِ‌ مرتبط‍‌ با خداوند،در حوادث و سختى‌ها،خود را نمى‌بازد و براى او حوادث،بزرگ نمى‌نماید.کسى که نماز را با حضور قلب و با توجّه مى‌خواند،به معراج مى‌رود.هرچه پرواز معنوى او بیشتر باشد و بالاتر رود،دنیا و مشکلات آن و حتّى خوشى‌هاى آن کوچکتر مى‌شود. 

انسان،یا در نعمت به‌سرمى‌برد که باید به آیه قبل عمل کند؛ «فَاذْکُرُونِی، اُشْکُرُوا لِی» و یا در سختى به‌سرمى‌برد که باید به این آیه عمل کند؛ «اِسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ» 

خداوند مى‌فرماید:خدا با صابران است و نمى‌فرماید:با نمازگزاران است.زیرا نماز نیز نیاز به صبر و پایدارى دارد. ١

در روایات مى‌خوانیم:هرگاه کار سختى براى حضرت على علیه السلام پیش مى‌آمد حضرت دو رکعت نماز مى‌خواند. ٢این سیره را بو على سینا نیز عمل مى‌کرد. 

صبر،مادر همه کمالات است؛ 

*صبر در جنگ،مایه شجاعت است. 

*صبر در برابر گناه،وسیله تقواست. 

*صبر از دنیا،نشانه زهد است. 

*صبر در شهوت،سبب عفّت است. 

*صبر در عبادت،موجب طاعت،و صبر در شبهات،مایه‌ى وَرع است. ٣

پیام‌ها: 

١-ایمان اگر همراه با عمل و توکّل و صبر و عبادت باشد،کاربرد بیشترى خواهد داشت. ٤«اَلَّذِینَ‌ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ...» 

٢-نماز اهرم است،بار نیست. «اِسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ‌» 

٣-صبر و نماز،وسیله جلب حمایت‌هاى الهى هستند. «اِسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ‌ إِنَّ‌ اللّهَ‌ مَعَ‌ الصّابِرِینَ‌» 

٤-اگرچه خداوند با هرکس و در هرجایى حضور دارد؛ «هُوَ مَعَکُمْ‌ أَیْنَ‌ ما کُنْتُمْ‌» ٥و لکن همراهى خدا با صابران،معناى خاصّى دارد و آن لطف،محبّت و یارى‌رسانى خداوند به صابران است. «إِنَّ‌ اللّهَ‌ مَعَ‌ الصّابِرِینَ‌» 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مرداد ۹۸ ، ۱۶:۰۳
محمدرضا زارع

«١٥١»کَما أَرْسَلْنا فِیکُمْ‌ رَسُولاً مِنْکُمْ‌ یَتْلُوا عَلَیْکُمْ‌ آیاتِنا وَ یُزَکِّیکُمْ‌ وَ یُعَلِّمُکُمُ‌ الْکِتابَ‌ وَ الْحِکْمَةَ‌ وَ یُعَلِّمُکُمْ‌ ما لَمْ‌ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ‌ 

همان گونه(که براى هدایت شما)رسولى در میان شما از نوع خودتان فرستادیم تا آیات ما را بر شما بخواند و شما را تزکیه کند و کتاب و حکمت بیاموزد و آنچه نمى‌توانستید بدانید،به شما یاد دهد. 

نکته‌ها: 

کلمه«تلاوت»از واژه«تِلو»به معناى پى در پى است و به خواندنى که پى در پى،با نظم صحیح و مناسب و برخوردار از نوعى قداست باشد،اطلاق مى‌شود .کلمه‌ى«تزکیه»به معناى رشد و نمو و پاک کردن است.تعلیم کتاب،آموختن آیات و احکام آسمانى است و تعلیم حکمت،دادن تفکّر و بینش صحیح است. 

بعثت پیامبر اسلام،نتیجه استجابت دعاى حضرت ابراهیم است که از خداوند خواست: 

«وَ ابْعَثْ‌ فِیهِمْ‌ رَسُولاً مِنْهُمْ‌ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ‌ آیاتِکَ‌...» ١خدایا! در میانشان پیامبرى مبعوث کن که آیات ترا بر آنان بخواند.پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله نیز مى‌فرمود:«انا دعوة ابى ابراهیم»من همان استجابت دعاى پدرم ابراهیم هستم. 

پیام‌ها: 

١-رهبرى موفق است که از خود مردم،در میان مردم و هم زبان مردم باشد. 

«أَرْسَلْنا فِیکُمْ‌ رَسُولاً مِنْکُمْ‌» 

٢-تزکیه بر تعلیم مقدّم است. «یُزَکِّیکُمْ‌ وَ یُعَلِّمُکُمُ‌» 

٣-آموزش دین،محور اصلى است و آموزش‌هاى دیگر،در مراحل بعد از آن است.ابتدا «یُعَلِّمُکُمُ‌ الْکِتابَ‌ وَ الْحِکْمَةَ‌» و پس از آن «یُعَلِّمُکُمْ‌ ما لَمْ‌ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ‌» 

٤-انسان براى شناخت بسیارى از حقایق،نیازمند وحى است.بجاى« ما لا تَعْلَمُونَ‌ » فرمود: «ما لَمْ‌ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ‌» تا یادآور شود که اگر انبیا نبودند،انسان براى آگاهى از امورى همچون آینده‌ى خود و جهان،راه به جایى نداشت. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۹۸ ، ۰۸:۴۶
محمدرضا زارع

«١٤٩»وَ مِنْ‌ حَیْثُ‌ خَرَجْتَ‌ فَوَلِّ‌ وَجْهَکَ‌ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ‌ وَ إِنَّهُ‌ لَلْحَقُّ‌ مِنْ‌ رَبِّکَ‌ وَ مَا اللّهُ‌ بِغافِلٍ‌ عَمّا تَعْمَلُونَ‌ 

و(اى پیامبر!)از هرجا(که به قصد سفر)خارج شدى،(به هنگام نماز) روى خود را به جانب مسجد الحرام بگردان،این دستور حقّى است از طرف پروردگارت،و خداوند از آنچه انجام مى‌دهید غافل نیست. نکته‌ها: 

در آیات قبل،توجّه به مسجد الحرام،مربوط‍‌ به شهر مدینه بود که مسلمانان در آن سکونت داشتند،ولى این آیه مى‌فرماید:در سفر نیز به هنگام نماز رو به‌سوى مسجد الحرام نمایید. 

«١٥٠»وَ مِنْ‌ حَیْثُ‌ خَرَجْتَ‌ فَوَلِّ‌ وَجْهَکَ‌ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ‌ وَ حَیْثُ‌ ما کُنْتُمْ‌ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ‌ شَطْرَهُ‌ لِئَلاّ یَکُونَ‌ لِلنّاسِ‌ عَلَیْکُمْ‌ حُجَّةٌ‌ إِلاَّ الَّذِینَ‌ ظَلَمُوا مِنْهُمْ‌ فَلا تَخْشَوْهُمْ‌ وَ اخْشَوْنِی وَ لِأُتِمَّ‌ نِعْمَتِی عَلَیْکُمْ‌ وَ لَعَلَّکُمْ‌ تَهْتَدُونَ‌ 

و(اى پیامبر!)از هرجا خارج شدى پس(به هنگام نماز)روى خود را به‌سوى مسجد الحرام بگردان،و(شما اى مسلمانان نیز)هرجا بودید(در سفر و در حضر)روى خود را به‌سوى آن بگردانید تا براى( هیچ‌کس از) مردم جز ستمگرانشان،امکان احتجاج(و مجادله)علیه شما نباشد.پس از آنها نترسید و تنها از من بترسید.و(بدانید تغییر قبله براى آن بود)تا نعمت خود را بر شما تمام کنم و شاید که شما هدایت شوید. 

نکته‌ها: 

تکرار موضوع تغییر قبله در آیات متعدّد،نشانه‌ى اهمیّت آن است.علاوه بر آنکه در هریک از آیات در کنار این موضوع،مطلب جدیدى را نیز یادآور مى‌شود.مثلاً در این آیه، خداوند بعد از دستور روى نمودن به‌سوى مسجد الحرام،مى‌فرماید:این بدین خاطر است که مردمان،بهانه‌اى بر علیه پیامبر صلى الله علیه و آله و مسلمانان نداشته باشند.چون اهل کتاب مى‌دانستند که پیامبر اسلام به‌سوى دو قبله نماز مى‌خواند و اگر این امر محقّق نمى‌شد، آنها ایراد مى‌گرفتند که پیامبر شما فاقد اوصاف ذکر شده در کتاب‌هاى آسمانى پیشین است. 

و یا اینکه زخم زبان زده و مسلمانان را تحقیر مى‌کردند که شما دنباله‌رو یهود هستید و قبله‌ى مستقلى ندارید. 

البتّه این ایراد تنها از سوى یهود نبود،بلکه مشرکان نیز مى‌گفتند:اگر محمّد صلى الله علیه و آله به آئین ابراهیم توجّه دارد،پس چرا به خانه‌اى که ابراهیم ساخته است،توجّه ندارد؟البتّه منافقان آرام نگرفته و با تغییر قبله،خرده‌گیرى‌هاى خود را شروع کرده و مى‌گفتند:پیامبر،ثبات رأى ندارد.در هر حال خداوند با تأکید و تکرار،مسلمانان را براى پذیرش موضوع و ثبات قدم آماده مى‌سازد و یادآور مى‌شود،آنان که دنبال حجت و دلیل باشند،بر شما خرده نخواهند گرفت،ولى افراد ظالم که حقیقت را کتمان مى‌کنند،از بهانه‌جویى دست بر نخواهند داشت و شما نباید به آنان اعتنا کنید،و از آنان نترسید و فقط‍‌ از خداوند بترسید. 

قبله،نشانه و مظهر توحید است.قبله،آرم و نشانه‌ى مسلمانان است.در نهج البلاغه از کعبه به عنوان عَلَم یعنى پرچم و نشانۀ آشکار اسلام یاد شده است.بت‌پرستان و ستاره‌پرستان هنگام نیایش، به‌سوى بت و یا ستاره و ماه توجّه مى‌کردند،امّا اسلام توجّه به خانه خدا را به جاى آن قرار داد و روى کردن به‌سوى قبله را نشانه‌ى توجّه به خدا شمرده است. 

در روایات مى‌خوانیم:پیامبر صلى الله علیه و آله معمولاً رو به قبله مى‌نشستند و سفارش کرده‌اند؛بسوى قبله بخوابید و بنشینید و حتّى رو به قبله نشستن،عبادت شمرده شده است.قبله،جایگاه و احترام خاصّى دارد و در بعضى اعمال،توجّه به آن واجب است.براى مثال:نمازهاى واجب باید رو به قبله خوانده شود.ذبح حیوان و دفن میّت،باید به‌سوى قبله باشد.در مستراح رو به قبله یا پشت به قبله نشستن حرام است. 

علاوه بر آنچه ذکر شد،قبله عامل وحدت مسلمانان است.اگر از فراز کرۀ زمین بر مسلمانان نظر کنیم،مى‌بینیم آنان هر روز پنج بار با نظم و ترتیب خاصّ‌، به‌سوى قبله توجّه مى‌کنند.کعبه،قرارگاه و آمادگاه حرکت‌ها و انقلاب‌هاى الهى بوده است.از حضرت ابراهیم و حضرت محمّد گرفته تا امام حسین علیهم السلام و در آینده حضرت مهدى علیه السلام،همگى از کنار کعبه حرکت خود را شروع کرده و مى‌کنند.در عظمت کعبه همین بس‌که مسلمانان به اهل قبله معروفند. 

خداوند متعال در ماجراى تغییر قبله مى‌فرماید:تغییر قبله براى این است که در آینده نعمت خود را بر شما تمام کنم.یعنى استقلال شما و توجّه به کعبه،زمینه‌ى اتمام نعمت در آینده است. «لِأُتِمَّ‌ نِعْمَتِی» این ماجرا در سال دوّم هجرى در مدینه واقع شده است.در سال هشتم هجرى نیز خداوند به مناسبت فتح مکّه مى‌فرماید: «وَ یُتِمُّ‌ نِعْمَتَهُ‌ عَلَیْکَ‌» ١یعنى:این پیروزى براى این است که خداوند در آینده نعمت خود را بر شما تمام کند.چنانکه ملاحظه مى‌کنید در هر دو آیه «اتمام نعمت»به صیغه فعل مضارع بیان شده است که نشانه‌ى حدوث آن در آینده است، ولى در آیه ٣ سوره‌ى مائده که به هنگام بازگشت از حجة الوداع در سال دهم هجرى و بعد از معرفى رهبرى معصوم در غدیر خم نازل مى‌شود،این‌گونه مى‌فرماید: «اَلْیَوْمَ‌ أَکْمَلْتُ‌ لَکُمْ‌ دِینَکُمْ‌ وَ أَتْمَمْتُ‌ عَلَیْکُمْ‌ نِعْمَتِی» امروز نعمت خود را بر شما تمام کردم. 

قابل توجّه و دقّت است که خداوند،روى کردن مردم به قبله را قدم نخستین براى اتمام نعمت و فتح مکّه را قدم دیگر و تعیین و معرفى رهبر را آخرین قدم در اتمام نعمت بیان مى‌کند.لازم به یادآورى است که در جریان تعیین قبله و همچنین تعیین رهبر،تذکّر مى‌دهد که «فَلا تَخْشَوْهُمْ‌ وَ اخْشَوْنِی» .چون در هر دو،احتمال مقاومت،مقابله،بهانه‌گیرى و شایعه‌پراکنى از سوى دیگران مى‌رود. 

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمودند:«یا على مثلک فى الامّة کمثل الکعبة نصبها اللّه للنّاس علماً» ٢اى على! مثال تو در میان امّت،همانند مثال کعبه است که خداوند آن به عنوان نشانه روشن و پرچم براى مردم قرار داده است،تا جهت خویش را گم نکنند.همچنین در حدیث دیگرى از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود:«و نحن کعبة اللّه و نحن قبلة اللّه» ٣ما کعبه و قبله‌ى خداوندى هستیم. 

پیام‌ها: 

١-مسلمانان باید از هر کارى که بهانه به دست دشمن مى‌دهد پرهیز کنند. 

«لِئَلاّ یَکُونَ‌ لِلنّاسِ‌ عَلَیْکُمْ‌ حُجَّةٌ‌» 

٢-نفى سلطه‌ى دیگران و رسیدن به استقلال،یک ارزش است. «لِئَلاّ یَکُونَ‌ لِلنّاسِ‌ عَلَیْکُمْ‌ حُجَّةٌ‌» ٣-تغییر قبله،عامل خنثى‌سازى ایرادهاى بى‌جا و بهانه‌تراشى‌هاى اهل کتاب و مشرکان و منافقان مى‌باشد. «لِئَلاّ یَکُونَ‌ لِلنّاسِ‌ عَلَیْکُمْ‌ حُجَّةٌ‌» 

٤-دشمنان خارجى،بزرگترین خطر براى مسلمانان نیستند،بى‌تقوایى خطر اصلى است. «فَلا تَخْشَوْهُمْ‌ وَ اخْشَوْنِی» 

٥-تعیین قبله‌ى مخصوص براى مسلمانان،زمینه‌ى اتمام نعمت خدا بر آنهاست. «وَ لِأُتِمَّ‌ نِعْمَتِی عَلَیْکُمْ‌» 

٦-تعیین قبله و نماز خواندن به‌سوى مسجد الحرام،زمینه‌ى هدایت مؤمنان است. «لَعَلَّکُمْ‌ تَهْتَدُونَ‌» 

٧-هدایت،داراى مراحلى است.با آنکه مخاطب آیه مسلمانان هستند که هدایت شده‌اند،پس منظور دست‌یابى به مراحل بالاترى از آن است. «لَعَلَّکُمْ‌ تَهْتَدُونَ‌» 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۸ ، ۱۴:۲۸
محمدرضا زارع

«١٤٧»اَلْحَقُّ‌ مِنْ‌ رَبِّکَ‌ فَلا تَکُونَنَّ‌ مِنَ‌ الْمُمْتَرِینَ‌ 

حقّ‌،(آن چیزى است که)از سوى پروردگار توست،پس هرگز از تردیدکنندگان مباش. 

پیام‌ها: 

١-حقّ‌ همان است که از منبع علم بى‌نهایت او صادر شده باشد. «اَلْحَقُّ‌ مِنْ‌ رَبِّکَ‌» 

٢-دستورها و فرامین الهى که از طریق وحى و یا روایات ثابت شود،جاى مجادله و مناقشه ندارد. «فَلا تَکُونَنَّ‌ مِنَ‌ الْمُمْتَرِینَ‌» 

٣-رهبر باید از قاطعیّت و یقین برخوردار باشد،به خصوص وقتى که قانونى را تغییر داده و سنّتى را مى‌شکند. «فَلا تَکُونَنَّ‌ مِنَ‌ الْمُمْتَرِینَ‌» 

«١٤٨»وَ لِکُلٍّ‌ وِجْهَةٌ‌ هُوَ مُوَلِّیها فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ‌ أَیْنَ‌ ما تَکُونُوا یَأْتِ‌ بِکُمُ‌ اللّهُ‌ جَمِیعاً إِنَّ‌ اللّهَ‌ عَلى‌ کُلِّ‌ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ 

و براى هرکس قبله‌اى است که به آن سوى رو مى‌کند.(بنابراین درباره‌ى جهتِ‌ قبله گفتگو نکنید و به جاى آن)در نیکى‌ها و اعمال خیر بر یکدیگر سبقت جویید.(و بدانید)هرجا که باشید،خداوند همه شما را(در محشر) حاضر مى‌کند،همانا خداوند بر هر کارى تواناست. 

نکته‌ها: 

براى کلمه «وِجْهَةٌ‌» دو معناست:قبله و طریقه.اگر این کلمه را همانند اکثر مفسّران به معناى قبله بگیریم،معناى آیه همان است که ترجمه کرده‌ایم.امّا اگر کلمه «وِجْهَةٌ‌» را به معناى طریقه و شیوه بگیریم،معناى آیه این است:براى هر انسان یا گروهى،راه و طریقى است که به‌سوى همان راه کشیده مى‌شود و هرکس راهى را سپرى مى‌کند.و این معنا نظیر آیه‌ى ٨٤ سوره‌ى اسراء است که فرمود: «کُلٌّ‌ یَعْمَلُ‌ عَلى‌ شاکِلَتِهِ‌» 

بعضى مفسّران،مراد از«هو»در «هُوَ مُوَلِّیها» را خدا دانسته‌اند که در این صورت معناى آیه چنین مى‌شود: هرکس قبله‌اى دارد که خداوند آن را تعیین کرده است. 

سبقت در کار خیر،ارزش آن را افزایش مى‌دهد.در قرآن با واژه‌هاى «سارِعُوا» ، «سابِقُوا» و «فَاسْتَبِقُوا» در مورد کار خیر به کار رفته است.و در ستایش انبیا مى‌فرماید: 

«یُسارِعُونَ‌ فِی الْخَیْراتِ‌» ١آنها در نیکى‌ها،شتاب و سرعت مى‌گیرند. 

در برخى روایات ذیل این آیه آمده:در زمان ظهور امام زمان علیه السلام علاقمندان آن حضرت، از اطراف و اکناف جهان یکجا در حضور ایشان جمع خواهند شد. ٢

پیام‌ها: 

١-هر امّتى قبله‌اى داشته و مسئله قبله،مخصوص مسلمانان نیست. «لِکُلٍّ‌ وِجْهَةٌ‌» 

٢-بحث‌هاى بیهوده را رها کنید و توجّه و عنایت شما به انجام کارهاى خیر باشد. «فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ‌» 

٣-به جاى رقابت و سبقت در امور مادّى،باید در کارهاى خیر از دیگران سبقت گرفت. «فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ‌» 

٤-روز قیامت،خداوند همه را یک جا جمع خواهد کرد و این نمونه‌اى از مظهر قدرت الهى است. «یَأْتِ‌ بِکُمُ‌ اللّهُ‌ جَمِیعاً» 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۸ ، ۱۲:۴۹
محمدرضا زارع

«١٤٦»اَلَّذِینَ‌ آتَیْناهُمُ‌ الْکِتابَ‌ یَعْرِفُونَهُ‌ کَما یَعْرِفُونَ‌ أَبْناءَهُمْ‌ وَ إِنَّ‌ فَرِیقاً مِنْهُمْ‌ لَیَکْتُمُونَ‌ الْحَقَّ‌ وَ هُمْ‌ یَعْلَمُونَ‌ 

(یهود،نصارى و)کسانى که به آنان کتاب(آسمانى)داده‌ایم او(پیامبر اسلام)را همچون پسران خود مى‌شناسند،و همانا گروهى از آنان با آنکه حقّ‌ را مى‌دانند،کتمان مى‌کنند. 

نکته‌ها: 

در قرآن چندین مرتبه این واقعیّت بازگو شده است که اهل کتاب،به خاطر بشارت تورات و انجیل به ظهور و بعثت پیامبر اسلام،در انتظار او بودند و ویژگى‌هاى پیامبر چنان به آنها توضیح داده شده بود که همچون فرزندان خویش به او شناخت پیدا کرده بودند.ولى بااین‌همه،گروهى از آنان حقیقت را کتمان مى‌کردند.قرآن در جاى دیگر مى‌فرماید:آنها نه تنها از پیامبر،بلکه از جامعه‌اى که او تشکیل مى‌دهد و یارانش نیز خبر داشتند: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ‌ اللّهِ‌ وَ الَّذِینَ‌ مَعَهُ‌ أَشِدّاءُ عَلَى الْکُفّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ‌ تَراهُمْ‌ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ‌ فَضْلاً مِنَ‌ اللّهِ‌ وَ رِضْواناً سِیماهُمْ‌ فِی وُجُوهِهِمْ‌ مِنْ‌ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِکَ‌ مَثَلُهُمْ‌ فِی التَّوْراةِ‌ وَ مَثَلُهُمْ‌ فِی الْإِنْجِیلِ‌» ١محمّد فرستاده خداست و کسانى که با او هستند،در برابر کفّار سرسخت و شدید،و در میان خود مهربانند.پیوسته آنان را در حال رکوع و سجود مى‌بینى،آنها همواره فضل خدا و رضاى او را مى‌طلبند.نشانه‌ى آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است،این توصیف آنها در تورات و انجیل است. 

قرآن براى شناخت دقیق اهل کتاب از پیامبر،آن را به شناخت پدر از پسر تشبیه مى‌کند که روشن‌ترین شناخت‌هاست.زیرا: 

از ابتداى تولّد و حتّى قبل از آن شکل مى‌گیرد. 

شناختِ‌ چیزى است که انتظار به همراه دارد. 

شناختى است که در آن شکّ‌ راه ندارد. 

کتمان علم،بزرگترین گناه است.قرآن درباره‌ى کتمان‌کنندگان مى‌فرماید: «یَلْعَنُهُمُ‌ اللّهُ‌ وَ یَلْعَنُهُمُ‌ اللاّعِنُونَ‌» ٢خداوند و تمام فرشتگان و انس و جنّ‌ و هر باشعورى ،براى همیشه آنان را لعنت و نفرین مى‌کنند.آرى،کتمان حقّ‌،همچون کتمان فرزند خویش است و چه ناجوانمردانه است که پدرى به خاطر لذّت‌هاى دنیوى،کودک خود را منکر شود! 

پیام‌ها: 

١-اگر روحیّه‌ى حقیقت طلبى نباشد،علم به تنهایى کافى نیست.یهود با آن شناخت عمیق از رسول خدا،باز هم او را نپذیرفتند. «یَعْرِفُونَ‌... لَیَکْتُمُونَ‌» ٢-حتّى درباره‌ى دشمنان،انصاف را مراعات کنیم.قرآن،کتمان را به همه‌ى اهل کتاب نسبت نمى‌دهد. «فَرِیقاً مِنْهُمْ‌ لَیَکْتُمُونَ‌» 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۸ ، ۱۳:۳۱
محمدرضا زارع

«١٤٥»وَ لَئِنْ‌ أَتَیْتَ‌ الَّذِینَ‌ أُوتُوا الْکِتابَ‌ بِکُلِّ‌ آیَةٍ‌ ما تَبِعُوا قِبْلَتَکَ‌ وَ ما أَنْتَ‌ بِتابِعٍ‌ قِبْلَتَهُمْ‌ وَ ما بَعْضُهُمْ‌ بِتابِعٍ‌ قِبْلَةَ‌ بَعْضٍ‌ وَ لَئِنِ‌ اتَّبَعْتَ‌ أَهْواءَهُمْ‌ مِنْ‌ بَعْدِ ما جاءَکَ‌ مِنَ‌ الْعِلْمِ‌ إِنَّکَ‌ إِذاً لَمِنَ‌ الظّالِمِینَ‌ 

و(اى پیامبر!)اگر هرگونه آیه،(نشانه و دلیلى)براى(این گروه از)اهل کتاب بیاورى،از قبله‌ى تو پیروى نخواهند کرد،و تو نیز پیرو قبله آنان نیستى،(همان گونه که)بعضى از آنها نیز پیرو قبله دیگرى نیست.و همانا اگر از هوسهاى آنان پیروى کنى،پس از آنکه علم(وحى)به تو رسیده است،بى‌شکّ‌ در این صورت از ستمگران خواهى بود. 

نکته‌ها: 

این آیه،از عناد و لجاجت اهل کتاب پرده برداشته و سوگند ١یاد مى‌کند که هرچه هم آیه و دلیل براى آنان بیاید،آنها از اسلام و قبله‌ى آن پیروى نخواهند کرد.چون حقیقت را فهمیده‌اند،ولى آگاهانه از پذیرش آن سربازمى‌زنند . 

تهدید و هشدارهاى قرآن نسبت به پیامبر،به منظور جلوگیرى از بروز و رشد غلوّگرایى و نسبت نارواى خدایى به اولیاست.آن‌گونه که در ادیان دیگر،مردم به غلوّ،عیسى علیه السلام را فرزند خدا و فرشتگان را دختران خدا مى‌دانستند. 

پیام‌ها: 

١-لجاجت و تعصّب،مانع تفکّر،استدلال و حقّ‌بینى است.آنان نه تنها نسبت به اسلام تعصّب مى‌ورزند،در میان خودشان نیز عناد و لجاجت دارند.«ما تبعوا قِبْلَتَکَ‌... وَ ما بَعْضُهُمْ‌ بِتابِعٍ‌ قِبْلَةَ‌ بَعْضٍ‌» 

٢-در برابر هیاهو و غوغاى مخالفان نباید تسلیم شد و براى مأیوس کردن دشمنان،قاطعیّت لازم است. «وَ ما أَنْتَ‌ بِتابِعٍ‌» 

٣-یهود و نصارى هریک داراى قبله‌ى ویژه‌اى بودند. «وَ ما بَعْضُهُمْ‌ بِتابِعٍ‌ قِبْلَةَ‌ بَعْضٍ‌» 

٤-انحراف دانشمندان،بسیار خطرناک است. «...مِنْ‌ بَعْدِ ما جاءَکَ‌ مِنَ‌ الْعِلْمِ‌» 

٥-علم،به تنهایى براى هدایت یافتن کافى نیست،روحیّه‌ى حقّ‌پذیرى لازم است.یهود صاحب کتاب بودند،ولى با وجود تعصّب نابجا،این علم چاره‌ساز نشد. «أَهْواءَهُمْ‌ مِنْ‌ بَعْدِ ما جاءَکَ‌ مِنَ‌ الْعِلْمِ‌» 

٦-پیامبر،حقّ‌ تغییر قانون الهى را براساس تمایلات مردم ندارد. «أَهْواءَهُمْ‌ مِنْ‌ بَعْدِ ما جاءَکَ‌ مِنَ‌ الْعِلْمِ‌» 

٧-آئین اسلام از سرچشمه‌ى علم واقعى است. «جاءَکَ‌ مِنَ‌ الْعِلْمِ‌» 

٨-قوانینى شایسته پذیرش و پیروى هستند که از هواهاى نفسانى پیراسته و بر پایه‌ى علم بنا شده باشند. «لَئِنِ‌ اتَّبَعْتَ‌ أَهْواءَهُمْ‌ مِنْ‌ بَعْدِ ما جاءَکَ‌ مِنَ‌ الْعِلْمِ‌» 

٩-قانون،براى همه یکسان است.اگر برفرض پیامبر نیز تابع هوا و هوس شود، گرفتار کیفر خواهد شد. «إِنَّکَ‌ إِذاً» 

١٠-با وجود قانون الهى،پیروى از خواسته‌هاى مردم ظلم است. «إِذاً مِنَ‌ الظّالِمِینَ‌» 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ خرداد ۹۸ ، ۱۴:۳۰
محمدرضا زارع

«١٤٤»قَدْ نَرى‌ تَقَلُّبَ‌ وَجْهِکَ‌ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ‌ قِبْلَةً‌ تَرْضاها فَوَلِّ‌ وَجْهَکَ‌ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ‌ وَ حَیْثُ‌ ما کُنْتُمْ‌ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ‌ شَطْرَهُ‌ وَ إِنَّ‌ الَّذِینَ‌ أُوتُوا الْکِتابَ‌ لَیَعْلَمُونَ‌ أَنَّهُ‌ الْحَقُّ‌ مِنْ‌ رَبِّهِمْ‌ وَ مَا اللّهُ‌ بِغافِلٍ‌ عَمّا یَعْمَلُونَ‌ 

(اى پیامبر!)همانا مى‌بینیم که تو(در انتظار نزول وحى،چگونه)روى به آسمان مى‌کنى،اکنون تو را به‌سوى قبله‌اى که از آن خشنود باشى،برمى‌گردانیم.پس روى خود را به جانب مسجد الحرام کن.و(شما اى مسلمانان)هرجا بودید،روى خود را به جانب آن بگردانید و همانا کسانى که کتاب(آسمانى)به آنها داده شده، (به خوبى)مى‌دانند که این فرمان به حقّ‌ است که از ناحیه‌ى پروردگار صادر شده و خداوند از اعمال آنها غافل نیست. 

نکته‌ها: 

این آیه حاکى از آن است که پیامبر صلى الله علیه و آله منتظر و مشتاق نزول وحى در جهت تغییر قبله بود و این تغییر قبله از بیت‌المقدّس به کعبه،وعده‌ى خداوند به پیامبرش بوده است،ولى آن حضرت در موقع دعا،بى‌آنکه چیزى بگوید، به‌سوى آسمان نگاه مى‌کرد تا اینکه آیه نازل شد و دستور داد که رسول اکرم صلى الله علیه و آله و همه‌ى مسلمانان در موقع عبادت،رو به‌سوى مسجد الحرام و کعبه نمایند.اهل کتاب و یهود با آنکه حقّانیّت این تغییر را مى‌دانستند و قبلاً در کتاب‌هایشان خوانده بودند که پیامبر اسلام به‌سوى دو قبله نماز مى‌گزارد،امّا این حقیقت را کتمان نموده و یا با القاى شبهات و سؤالات،نقش تخریبى ایفا مى‌کردند و خداوند با جمله‌ى «وَ مَا اللّهُ‌ بِغافِلٍ‌ عَمّا یَعْمَلُونَ‌» آنان را تهدید مى‌نماید. ١

رضایت رسول اکرم صلى الله علیه و آله از قبله بودن کعبه،دلائلى داشت از جمله: 

الف:کعبه،قبله‌ى ابراهیم علیه السلام بود. 

ب:از زخم زبان،تحقیر و استهزاى یهود آسوده مى‌شد. 

ج:استقلال مسلمانان به اثبات مى‌رسید. 

د:به اوّلین پایگاه توحید یعنى کعبه،توجّه مى‌شد. 

چون مسئله‌ى تغییر قبله یک حادثه‌ى مهمّى بود،لذا در آیه،دوبار در مورد توجّه به کعبه، فرمان داده شده است:یک‌بار خطاب به پیامبر با لفظ‍‌؛ «وَجْهِکَ‌» و یک‌بار خطاب به مسلمانان با کلمه؛ «وُجُوهَکُمْ‌» 

پیام‌ها: 

١-آسمان،سرچشمه‌ى نزول وحى و نظرگاه انبیاست. «نَرى‌ تَقَلُّبَ‌ وَجْهِکَ‌ فِی السَّماءِ» 

٢-خداوند به خواسته انسان‌ها آگاه است. «فَلَنُوَلِّیَنَّکَ‌ قِبْلَةً‌ تَرْضاها» 

٣-تشریع و تغییر احکام،از طرف خداوند است و پیامبر از پیش خود،دستورى صادر نمى‌کند. «فَوَلُّوا...» 

٤-ادب پیامبر در نزد خداوند به قدرى است که تقاضاى تغییر قبله را به زبان نمى‌آورد،بلکه تنها با نگاه،انتظارش را مطرح مى‌نماید. «قَدْ نَرى‌ تَقَلُّبَ‌ وَجْهِکَ‌» 

٥-خداوند رضایت رسولش را مى‌خواهد و رضاى خداوند در رضاى رسول اوست. «قِبْلَةً‌ تَرْضاها» 

٦-قرآن،دانشمندانى که حقیقت را مى‌دانند،ولى باز هم طفره مى‌روند،تهدید و نکوهش مى‌کند. «لَیَعْلَمُونَ‌ أَنَّهُ‌ الْحَقُّ‌... وَ مَا اللّهُ‌ بِغافِلٍ‌ عَمّا یَعْمَلُونَ‌» ٧-نباید دستورات دین را به مردم سخت گرفت.«شطر»به معنى سمت است. 

یعنى به سمت مسجد الحرام ایستادن کافى است و لازم نیست بطور دقیق رو به کعبه باشد. «فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ‌ شَطْرَهُ‌» 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۸ ، ۰۹:۳۲
محمدرضا زارع

«١٤٣»وَ کَذلِکَ‌ جَعَلْناکُمْ‌ أُمَّةً‌ وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ‌ وَ یَکُونَ‌ الرَّسُولُ‌ عَلَیْکُمْ‌ شَهِیداً وَ ما جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ‌ الَّتِی کُنْتَ‌ عَلَیْها إِلاّ لِنَعْلَمَ‌ مَنْ‌ یَتَّبِعُ‌ الرَّسُولَ‌ مِمَّنْ‌ یَنْقَلِبُ‌ عَلى‌ عَقِبَیْهِ‌ وَ إِنْ‌ کانَتْ‌ لَکَبِیرَةً‌ إِلاّ عَلَى الَّذِینَ‌ هَدَى اللّهُ‌ وَ ما کانَ‌ اللّهُ‌ لِیُضِیعَ‌ إِیمانَکُمْ‌ إِنَّ‌ اللّهَ‌ بِالنّاسِ‌ لَرَؤُفٌ‌ رَحِیمٌ‌ 

و بدین‌سان ما شما را امّتى میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر(نیز)بر شما گواه باشد.و ما آن قبله‌اى را که قبلاً برآن بودى برنگرداندیم،مگر براى آنکه افرادى را که از پیامبر پیروى مى‌کنند از آنها که به جاهلیّت بازمى‌گردند ،بازشناسیم.و همانا این(تغییر قبله،)جز بر کسانى که خداوند آنها را هدایت کرده دشوار بود.و خدا هرگز ایمان شما را(که سابقاً به‌سوى بیت‌المقدّس نماز خوانده‌اید،)ضایع نمى‌گرداند.زیرا خداوند نسبت به مردم،رحیم و مهربان است. 

نکته‌ها: 

مسیحیان در موقع عبادت،رو به محلّ‌ تولّد حضرت عیسى در بیت‌المقدّس مى‌ایستادند که نسبت به محلّ‌ سکونت آنان،در مشرق قرار داشت،و یهودیان رو به بیت‌المقدّس عبادت مى‌کردند که نسبت به محلّ‌ سکونتشان،در طرف مغرب قرار مى‌گرفت،ولى کعبه نسبت به آن دو در وسط‍‌ قرار مى‌گیرد و قرآن با اشاره به این موضوع،مى‌فرماید:همان گونه که ما کعبه را در وسط‍‌ قرار دادیم،شما مسلمانان را نیز امّت میانه قرار دادیم. 

مفسّران بحث‌هاى گوناگونى را در ذیل این آیه مطرح نموده‌اند و در تفسیر«امّت وسط‍‌» برخى گفته‌اند:مراد امّتى است که نه اهل افراط‍‌ باشد نه تفریط‍‌،نه طرفدار جبر نه تفویض، نه معتقد به اصالت فرد،نه اصالت جامعه. 

ولى با چند مقدّمه،روشن مى‌شود که مراد آیه از امّت وسط‍‌،افراد خاصّى هستند.آن مقدّمات عبارتند از: ١-قرآن،امّت وسط‍‌ را شاهد بر اعمال معرفى کرده است،پس باید در قیامت بر اعمال مردم گواهى دهد. 

٢-گواه شدن،علم و آگاهى و عدالت مى‌خواهد. 

٣-همه‌ى افراد امّت،آگاهى و عدالت ندارند. 

به همین دلیل در روایات مى‌خوانیم که مراد از امّت وسط‍‌،امامان معصوم هستند که اوّلاً به همه کارها علم دارند.چنانکه قرآن مى‌فرماید: «فَسَیَرَى اللّهُ‌ عَمَلَکُمْ‌ وَ رَسُولُهُ‌ وَ الْمُؤْمِنُونَ‌» ١مراد از مؤمنانى که اعمال مردم را مى‌بینند و به آن علم پیدا مى‌کنند،مطابق روایات امامان معصوم هستند.و ثانیاً عدالت دارند.چنانکه خداوند در آیه‌ى «إِنَّما یُرِیدُ اللّهُ‌ لِیُذْهِبَ‌ عَنْکُمُ‌ الرِّجْسَ‌ أَهْلَ‌ الْبَیْتِ‌ وَ یُطَهِّرَکُمْ‌ تَطْهِیراً» ٢عصمت و عدالت آنان را تضمین نموده است. 

امام صادق علیه السلام مى‌فرماید:مگر مى‌شود امّتى که بعضى افرادش لایق گواهى دادن براى چند عدد خرما در دادگاه‌هاى دنیا نیستند،لیاقت گواهى دادن بر همه‌ى مردم در قیامت را دارا باشند؟ به هر حال مقام گواه بودن در محضر خدا،آن هم نسبت به همه‌ى کارهاى مردم، تنها مخصوص بعضى از افراد امّت است که به فرموده روایات،امامان معصوم مى‌باشند. 

در اینجا یک سؤال باقى مى‌ماند که چرا خداوند به جاى نام بعضى افراد،نام امّت را برده است‌؟که در پاسخ مى‌گوییم:قرآن حتّى یک نفر را نیز امّت معرفى نموده است: «إِنَّ‌ إِبْراهِیمَ‌ کانَ‌ أُمَّةً‌ قانِتاً لِلّهِ‌» ٣

فلسفه تغییر قبله 

در مورد فلسفه تغییر قبله،تحلیل‌هاى متعدّدى صورت گرفته است؛برخى گفته‌اند انتخاب اوّلیّه بیت‌المقدّس به عنوان قبله،به منظور جلب افکار یهود و همراهى آنان بوده است و آنگاه که مسلمانان خود قدرت و توانایى پیدا کردند،دیگر به این کار نیاز نبود.برخى نیز گفته‌اند:علاقه به مکّه و وطن موجب شد که قبله تغییر یابد.لیکن این تحلیل‌ها موهوم و خلاف واقع هستند. آنچه قرآن دراین‌باره تصریح و تأکید دارد این است که تغییر قبله،آزمایش الهى بود تا پیروان واقعى پیامبر شناخته شوند.زیرا آنها که ایمان خالص ندارند،به محض تغییر یک فرمان،شروع به چون و چرا مى‌نمایند که چرا این‌گونه شد؟اعمال ما طبق فرمان سابق چه مى‌شود؟اگر فرمان قبلى درست بود،پس فرمان جدید چیست‌؟اگر دستور جدید درست است،پس فرمان قبلى چه بوده است‌؟ 

خداوند نیز به کسانى که در برابر فرامین او تسلیم هستند،بشارت مى‌دهد که اعمال گذشته‌ى شما ضایع نمى‌شود،زیرا مطابق دستور بوده است. 

در این آیه به جاى کلمه نماز،واژه ایمان به کار رفته است که نشان‌دهندۀ اهمیّت و مقام نماز و برابرى آن با تمام ایمان مى‌باشد. «وَ ما کانَ‌ اللّهُ‌ لِیُضِیعَ‌ إِیمانَکُمْ‌» 

پیام‌ها: 

١-اولیاى خدا،بر اعمال ما نظارت دارند. «لِتَکُونُوا شُهَداءَ» 

آرى،بعضى انسان‌ها داراى چنان ظرفیّتى هستند که مى‌توانند ناظر تمام اعمال و آگاه به انگیزه‌هاى انسان‌ها در طول تاریخ باشند. 

٢-در قیامت،سلسله‌مراتب است.تشکیلات و سازماندهى محکمه‌ى قیامت بگونه‌اى است که ابتدا ائمّه بر کار مردم گواهى مى‌دهند،سپس پیامبر بر امامان گواه است. «لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ‌ وَ یَکُونَ‌ الرَّسُولُ‌ عَلَیْکُمْ‌ شَهِیداً» 

٣-آزمایش،یک سنّت قطعى الهى است و خداوند گاهى با تغییر فرمان،مردم را امتحان مى‌کند. «لِنَعْلَمَ‌ مَنْ‌ یَتَّبِعُ‌ الرَّسُولَ‌...» 

٤-پیروى از دستورات دین،مایه رشد و کمال و نافرمانى از آن،نوعى حرکت ارتجاعى است. «یَنْقَلِبُ‌ عَلى‌ عَقِبَیْهِ‌» 

٥-جز فرمان خداوند،به چیز دیگرى از قبیل،جهت،رنگ،زمان،مکان و شیوه‌ى خاصّى خود را عادت ندهیم،تا هرگاه فرمانى برخلاف انتظار یا عادت و سلیقه‌ى ما صادر شد،بدنبال فرار یا توصیه نباشیم. «لِنَعْلَمَ‌ مَنْ‌ یَتَّبِعُ‌ الرَّسُولَ‌ مِمَّنْ‌ یَنْقَلِبُ‌ عَلى‌ عَقِبَیْهِ‌» ٦-مقام تسلیم بر افراد عادّى سنگین است: «لَکَبِیرَةً‌» و تنها کسانى به این مقام دست مى‌یابند که هدایت خاصّ‌ الهى شامل آنان شود. «إِلاّ عَلَى الَّذِینَ‌ هَدَى اللّهُ‌» 

٧-قوانین و مقررات،شامل زمان‌هاى قبل نمى‌شود.اگر امروز فرمان تغییر قبله صادر شد،نمازهاى قبلى صحیح است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۸ ، ۰۸:۵۹
محمدرضا زارع

«١٤١»تِلْکَ‌ أُمَّةٌ‌ قَدْ خَلَتْ‌ لَها ما کَسَبَتْ‌ وَ لَکُمْ‌ ما کَسَبْتُمْ‌ وَ لا تُسْئَلُونَ‌ عَمّا کانُوا یَعْمَلُونَ‌ 

(به هر حال)آن امّت بگذشت،آنچه آنان بدست آوردند براى خودشان است و آنچه شما بدست آوردید براى خودتان است و شما از آنچه آنان کرده‌اند،سؤال نخواهید شد. 

پیام‌ها: 

١-در کسب خوشبختى،تکیه به گذشتگان و تاریخ پدران،چاره‌ساز نیست. «لَها ما کَسَبَتْ‌ وَ لَکُمْ‌ ما کَسَبْتُمْ‌» 

گیرم پدر تو بود فاضل  از فضل پدر،تو را چه حاصل 

٢-هر امّتى،تنها مسئول عمل خویش است. «لا تُسْئَلُونَ‌ عَمّا کانُوا یَعْمَلُونَ‌» جزء«٢» 

«١٤٢»سَیَقُولُ‌ السُّفَهاءُ مِنَ‌ النّاسِ‌ ما وَلاّهُمْ‌ عَنْ‌ قِبْلَتِهِمُ‌ الَّتِی کانُوا عَلَیْها قُلْ‌ لِلّهِ‌ الْمَشْرِقُ‌ وَ الْمَغْرِبُ‌ یَهْدِی مَنْ‌ یَشاءُ إِلى‌ صِراطٍ‍‌ مُسْتَقِیمٍ‌ 

بزودى بى‌خردان از مردم،خواهند گفت:چه چیزى آنها(مسلمانان)را از (بیت‌المقدّس،)قبله‌اى که برآن بودند برگردانید؟بگو:مشرق و مغرب از آن خداست،هرکه را بخواهد به راه راست هدایت مى‌کند. 

نکته‌ها: 

پیامبر اکرم و مسلمانان،سیزده سالى را که بعد از بعثت در مکّه بودند، به‌سوى کعبه نماز نمى‌خواندند،امّا بعد از هجرت به مدینه،چند ماهى نگذشته بود که یهودیان زبان به اعتراض گشوده و مسلمانان را تحقیر کردند و گفتند:شما رو به قبله ما بیت‌المقدّس نماز مى‌خوانید،بنابراین پیرو و دنباله‌رو ما هستید و از خود استقلال ندارید.پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله از این اهانت ناراحت شد و هنگام دعا به آسمان نگاه مى‌کرد،گویا منتظر نزول وحى بود تا آنکه دستور تغییر قبله صادر شد.پیامبر دو رکعت نماز ظهر را به‌سوى بیت‌المقدّس خوانده بود که جبرئیل مأمور شد،بازوى پیامبر را گرفته و روى او را به‌سوى کعبه بگرداند.در نتیجه پیامبر صلى الله علیه و آله یک نماز را به دو قبله خواند و اکنون نیز در مدینه نام آن محلّ‌ به مسجدِ قبلتَین معروف است. ١بعد از این ماجرا،یهود ناراحت شده و طبق عادت خود شروع به خرده‌گیرى کردند.آنها که تا دیروز مى‌گفتند:مسلمانان استقلال ندارند و پیرو ما هستند،اکنون مى‌پرسیدند،چرا اینها از قبله‌ى پیامبران پیشین اعراض کرده‌اند؟پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مأمور شد در جواب آنها پاسخ دهد:مشرق و مغرب از آنِ‌ خداست و خداوند مکان خاصّى ندارد. 

آرى،تغییر قبله،نشانه‌ى حکمت الهى است نه ضعف و جهل او.همچنان که در نظام تکوین،تغییر فصول سال،نشانه‌ى تدبیر است،نه ضعف یا پشیمانى. 

خداوند در همه جا حضور دارد و شرق و غرب عالم از آن اوست.پس جهت‌گیرى بدن به‌سوى کعبه،رمز جهت‌گیرى دل به‌سوى خداست.چه‌بسا افرادى به‌سوى کعبه نماز بگزارند،ولى قبله آنان چیز دیگرى باشد.چنانکه خواجه عبد اللّه انصارى مى‌گوید: 

قبله شاهان بود،تاج و کمند  قبله ارباب دنیا،سیم وزر 

قبله صورت‌پرستان،آب و گِل  قبله معنا شناسان،جان و دل 

قبله تن‌پروران،خواب و خورشت  قبله انسان،به دانش پرورش 

قبله عاشق،وصال بى‌زوال  قبله عارف،کمال ذى‌الجلال 

پیام‌ها: 

١-افرادى که هر روز دنبال بهانه‌اى هستند تا از پذیرش حقّ‌ طفره روند،سفیه هستند. ١«سَیَقُولُ‌ السُّفَهاءُ» 

٢-کسى که دست خدا را در وضع یا تغییر احکام بسته بداند،سفیه و سبک‌مغز است.اعتراض به خداى حکیم و دانا،نشانه‌ى سفاهت است. «سَیَقُولُ‌ السُّفَهاءُ» 

٣-مسلمانان باید توطئه‌ها و شایعات و سؤالات بهانه‌جویانۀ دشمن را پیش‌بینى کرده و با پاسخ به آنها،از نفوذ و گسترش آن پیشگیرى نمایند. «سَیَقُولُ‌... قُلْ‌» 

٤-اصل سؤال کردن مورد انتقاد نیست،روحیّه سؤال‌کننده مورد انتقاد است که از روى اعتراض و اشکال‌تراشى مى‌پرسد. «ما وَلاّهُمْ‌ عَنْ‌ قِبْلَتِهِمُ‌» 

٥-قداست و کرامت مکان‌ها و زمان‌ها،وابسته به عنایت پروردگار است،نه چیز دیگر. «لِلّهِ‌ الْمَشْرِقُ‌ وَ الْمَغْرِبُ‌» 

٦-تغییر قبله،یکى از نشانه‌هاى پیامبر اسلام در کتب آسمانى بود،لذا براى بعضى وسیله‌ى هدایت شد. «یَهْدِی مَنْ‌ یَشاءُ» 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۸ ، ۰۷:۵۴
محمدرضا زارع

«١٤٠»أَمْ‌ تَقُولُونَ‌ إِنَّ‌ إِبْراهِیمَ‌ وَ إِسْماعِیلَ‌ وَ إِسْحاقَ‌ وَ یَعْقُوبَ‌ وَ الْأَسْباطَ‍‌ کانُوا هُوداً أَوْ نَصارى‌ قُلْ‌ أَ أَنْتُمْ‌ أَعْلَمُ‌ أَمِ‌ اللّهُ‌ وَ مَنْ‌ أَظْلَمُ‌ مِمَّنْ‌ کَتَمَ‌ شَهادَةً‌ عِنْدَهُ‌ مِنَ‌ اللّهِ‌ وَ مَا اللّهُ‌ بِغافِلٍ‌ عَمّا تَعْمَلُونَ‌ 

یا مى‌گویید که ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط‍‌،یهودى یا نصرانى بودند؟بگو:شما بهتر مى‌دانید یا خدا؟(چرا حقیقت را کتمان مى‌کنید؟)و چه کسى ستمکارتر است از آن‌کس که گواهى و شهادت الهى را(درباره‌ى پیامبران)که نزد اوست،کتمان کند و خدا از اعمال شما غافل نیست. 

نکته‌ها: 

این آیه،خطابى دیگر به اهل کتاب است،که شما آن‌قدر به یهودى یا نصرانى بودن خود مباهات مى‌کنید که حتّى حاضرید بزرگترین افتراها را به بهترین اولیاى خدا نسبت دهید؟! آیا مى‌گویید:ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و پیامبران دیگر از نسل یعقوب «اسباط‍‌»،با آنکه قبل از نزول تورات و انجیل بوده‌اند،یهودى و نصرانى هستند؟آیا این ستمگرى نیست که واقعیّتى را که بدان واقفید بپوشانید و این حقیقت روشن تاریخى را بر عامّه مردم کتمان کنید و چنین وانمود کنید که همه پیامبران،تابع یهودیّت یا نصرانیّت بوده‌اند؟ولى بدانید که خداوند از آنچه شما انجام مى‌دهید غافل نیست. 

پیام‌ها: 

١-گاهى تعصّب به جایى مى‌رسد که شخص حاضر مى‌شود واقعیّت‌هاى روشن تاریخى را تحریف و یا انکار کند. «أَمْ‌ تَقُولُونَ‌...» 

٢-بزرگترین ظلم‌ها،ظلم فرهنگى و کتمانِ‌ حقایق است. «وَ مَنْ‌ أَظْلَمُ‌ مِمَّنْ‌ کَتَمَ‌» 

٣-علم خداوند به کتمان و ظلم‌ها،باید براى ما هشدار باشد. «وَ مَا اللّهُ‌ بِغافِلٍ‌ عَمّا تَعْمَلُونَ‌» 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۸ ، ۰۹:۱۸
محمدرضا زارع

«١٣٩»قُلْ‌ أَ تُحَاجُّونَنا فِی اللّهِ‌ وَ هُوَ رَبُّنا وَ رَبُّکُمْ‌ وَ لَنا أَعْمالُنا وَ لَکُمْ‌ أَعْمالُکُمْ‌ وَ نَحْنُ‌ لَهُ‌ مُخْلِصُونَ‌ 

(اى پیامبر! به اهل کتاب)بگو:آیا درباره‌ى خداوند با ما مجادله مى‌کنید، در حالى که او پروردگار ما و شماست و اعمال ما براى ما و اعمال شما از آنِ‌ شماست و ما براى او خالصانه عبادت مى‌کنیم. 

نکته‌ها: 

این آیه،هشدار به اهل کتاب است که از ادّعاهاى بى‌دلیل دست بردارند.آنها مى‌گفتند:ما به خدا نزدیکتر و یا فرزندان او و یا محبوبان او هستیم.بنى اسرائیل گمان مى‌کردند که باید همه‌ى انبیا از نژاد آنان باشند و بخاطر قدیمى بودن دین آنان و کتاب تورات،خودشان را برتر مى‌دانستند و لطف الهى را فقط‍‌ مخصوص خودشانرخ دانسته و با این گمان با مسلمانان محاجّه و گفتگو مى‌کردند. 

پیام‌ها: 

١-صاحب اختیار همه‌ى انسان‌ها،خداست.او به همه لطف دارد و مى‌تواند هرکس را از هر نژادى که باشد،مورد عنایت خاصّ‌ خود قرار دهد. «هُوَ رَبُّنا وَ رَبُّکُمْ‌» 

٢-ملاک قرب به خداوند،عبادت خالصانه و منزّه دانستن او از شریک است. 

«نَحْنُ‌ لَهُ‌ مُخْلِصُونَ‌» 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۸ ، ۱۰:۰۵
محمدرضا زارع

«١٣٨»صِبْغَةَ‌ اللّهِ‌ وَ مَنْ‌ أَحْسَنُ‌ مِنَ‌ اللّهِ‌ صِبْغَةً‌ وَ نَحْنُ‌ لَهُ‌ عابِدُونَ‌ 

(این است)رنگ‌آمیزى الهى و کیست بهتر از خدا در نگارگرى‌؟و ما تنها او را عبادت مى‌کنیم. 

نکته‌ها: 

انسان در زندگى خویش باید رنگى را بپذیرد،امّا در میان همه رنگ‌ها،رنگ خدایى بهتر است.ناگفته پیداست که تا رنگ نژاد و قبیله و هوسها را کنار نگذاریم،رنگ وحدت و برادرى و تسلیم امر خدا بودن را نخواهیم گرفت.همه‌ى رنگ‌ها به مرور زمان کم‌رنگ و بى‌رنگ مى‌شود.امّا رنگ خدایى همیشگى و پایدار است. «کُلُّ‌ شَیْ‌ءٍ هالِکٌ‌ إِلاّ وَجْهَهُ‌» ١و چه رنگى بهتر از رنگ خدا که او را عبادت و بندگى مى‌کنیم.بگذریم که یهود،کودکان خود را با آبى مخصوص شستشو داده و بدین‌وسیله به او رنگ مذهبى مى‌دهند. 

بهترین رنگ آن است که صفا و بقا داشته و چشم اولیاى خدا را به خود جلب کند.همرنگ با فطرت و منطق بوده،مشترى آن خدا،و بهاى آن بهشت باشد.همه‌ى رنگ‌ها پاک مى‌شوند،قبیله،نژاد و نسب،دیر یا زود از بین مى‌روند،ولى آنچه ابدى و باقى است همان رنگ و صبغه‌ى الهى یعنى اخلاص و ایمان است. 

در حدیث آمده است:شخصى در دیوار خانه‌ى خود سوراخى ایجاد مى‌کرد،امام صادق علیه السلام پرسید:چرا این کار را انجام مى‌دهى‌؟! جواب داد:تا دود اجاق منزل بیرون رود.امام فرمود: 

مى‌توانى این منظور را داشته باشى که روزنه‌ى ورود روشنایى قرار دهى تا اوقات نماز را بشناسى.یعنى اگر بناست در دیوار روزنه‌اى ایجاد شود،چرا تنها براى بیرون کردن دود باشد؟چرا براى ورود نور نباشد؟ ٢بله مى‌توان به هر کارى،رنگ خدایى داد.راه خدا،یکى است؛اگر رنگ خدایى نباشد،رنگ‌هاى دیگر،انسان را گیج و متحیّر مى‌کند و همرنگ شدن با جماعتى که اکثر آنها دچار انحرافند،خود مایه‌ى رسوایى و خوارى در قیامت است. پیام‌ها: 

١-ایمان به خدا،پیامبران،کتاب‌هاى آسمانى و تسلیم خدا بودن،صبغه و رنگ خدایى است.در آیات قبل فرمود: «قُولُوا آمَنّا بِاللّهِ‌ وَ...» ،در این آیه مى‌فرماید: 

«صِبْغَةَ‌ اللّهِ‌» 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۸ ، ۱۳:۴۱
محمدرضا زارع