تفسیرقران:سوره بقره؛ایه158
#دوستان عزیزی که نماز و روزه و ختم قرآن قضای اموات(ره) برگردنشان میباشد می توانند با مراجعه به منوهای بالای صفحه وبلاگ وارد گزینه نماز و روزه استیجاری شوند واین دین بزرگ را از خود ساقط کنند.. /\ /\
«١٥٨»إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَإِنَّ اللّهَ شاکِرٌ عَلِیمٌ
همانا صفا و مروه،از شعائر خداست.پس هرکه حج خانهى خدا و یا عمره به جاى آورد،مانعى ندارد که بین صفا و مروه طواف کند.و(علاوه بر واجبات،) هرکس داوطلبانه کار خیرى انجام دهد،همانا خداوند سپاسگزار داناست.
نکتهها:
«شعائر»جمع«شعیرة»به نشانههایى که براى اعمال خاصّى قرار مىدهند،گفته مىشود و «شعائر الله»علامتهایى است که خدا براى عبادت قرار داده است. ١
صفا و مروه نام دو کوه در کنار مسجد الحرام است که با فاصله تقریبى ٤٢٨ متر،روبروى یکدیگر قرار دارند و امروزه به صورت خیابانى سرپوشیده در آمده است.زائران خانه خدا، وظیفه دارند هفت مرتبه فاصله میان این دو کوه را طى کنند.این کار یادآور خاطرهى هاجر، همسر فداکار حضرت ابراهیم است که براى پیدا کردن جرعه آبى براى کودک خود اسماعیل،هفت بار فاصله این دو کوه را با اضطراب و نگرانى و بدون داشتن هیچگونه یاور و همدمى طى کرد.امام صادق علیه السلام فرمود:در روى زمین،مکانى بهتر از میان این دو کوه وجود ندارد،زیرا هر متکبّرى در آنجا سربرهنه و پابرهنه و کفن پوشیده بدون هیچ امتیاز و نشانهاى باید مسافت بین دو کوه را طى کند،گاهى با دویدن و گاهى با راه رفتن.کوه صفا علاوه بر اینها خاطرههایى از دعوت پیامبر اسلام دارد که چگونه کفّار مکّه را به توحید فرامىخواند و آنها گوش نمىدادند. ٢
در عصر جاهلیّت،مشرکان در بالاى کوه صفا،بتى بنام«اُساف»و بر کوه مروه،بت دیگرى بنام«نائله»نصب کرده بودند و به هنگام سعى،آن دو بت را به عنوان تبرّک،با دست مسح مىکردند.مسلمانان بههمینجهت از سعى میان صفا و مروه کراهت داشته و فکر مىکردند با توجّه به سابقه قرار داشتن بت بر بالاى دو کوه،نباید سعى کنند.آیه فوق نازل شد که صفا و مروه از شعائر الهى است و اگر مردم نادان آنها را آلوده کردهاند،دلیل بر این نیست که مسلمانان آن را رها کنند. ١
حج و عمره،گاهى در کنار هم،مانند اذان و اقامه بهجاآورده مىشوند،و گاهى اعمال عمره، جداگانه و به تنهایى انجام مىشود.
در عمره تمتع پنج عمل واجب است:١-احرام.٢-طواف.٣-نماز طواف.٤-سعى بین صفا و مروه.٥-کوتاه کردن مو یا ناخن.البته در عمره مفرده،طواف نساء و نماز طواف نساء نیز بر این پنج عمل اضافه مىشود.
حج علاوه بر اینها،چند عمل دیگر دارد که در جاى خود بدان اشاره شده است.به هر حال سعى بین صفا و مروه،هم در عمره مطرح است و هم در حج.
دیدن صفا و مروه،حضور در صحنه تاریخ است تا اینکه تصدیق به جاى تصور،و عینیّت به جاى ذهنیّت قرار گیرد.در صفا و مروه،کلاس خداشناسى است که چگونه اراده او اینهمه انسان را باآنهمه اختلاف،در یک لباس و یکجهت جمع مىکند.کلاس پیامبرشناسى است که چگونه ابراهیم،آن پیامبر الهى،براى انجام فرمان خداوند،زن و فرزند خویش را در آن بیابان تنها گذاشت.و هم کلاس انسانشناسى است که مىآموزد چگونه انسان مىتواند در لحظاتى اعمالى را انجام دهد که تا ابد آثار آن باقى بماند.سعى صفا و مروه،یاد مىدهد اگر همه با هم حرکت کنیم،روح الهى را در جامعه خود مىبینیم.سعى صفا و مروه، یاد مىدهد که باید تکبّر را به دور انداخته و همراه دیگران حرکت کنیم.سعى صفا و مروه،به ما مىآموزد که در راه احیاى نام خداوند،زن و کودک هم سهم دارند.
در آیات قبل،سخن از بلا و آزمایش بود،در این آیه نمونهاى از آزمایش هاجر،کودک،پدر او و سایر مسلمانان مطرح است.اثر کار خدایى و اخلاص تا آنجا پیش مىرود که همهى انبیا و اولیا،موظّف مىشوند به تقلید از هاجر همسر ابراهیم و با قیافهاى مضطرب و هروله کنان همچون او،این مسافت را هفت بار طى کنند.و این فرمان،تشکر خداوند از رنجهاى حضرت هاجر است. «فَإِنَّ اللّهَ شاکِرٌ عَلِیمٌ»
بااینکه سعى صفا و مروه واجب است،لکن مىفرماید: «فَلا جُناحَ عَلَیْهِ» ،این لحن بخاطر همان نگرانى از وضع پیشین است که جایگاه بت و محلّ عبور مشرکان بود.
طواف،به معناى گردش دائرهاى نیست،بلکه به هر حرکتى که انسان دوباره به جایگاه اوّلیّه برگردد،خواه به صورت دورى باشد یا طولى،طواف گفته مىشود.لذا کلمه طواف،هم در مورد طوافِ دور کعبه که حرکت دایرهاى است گفته شده؛ «وَ لْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ الْعَتِیقِ» ١و هم درباره حرکت طولى بین صفا و مروه آمده است.
پیامها:
١-توجّه خاصّ خداوند به برخى مکانها یا زمانها یا اشخاص،موجب مىشود که آنها از شعائر الهى گردند. «إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللّهِ»
٢-نیّت،به کارها ارزش مىدهد.مشرکان براى لمس بتها،سعى مىکردند،ولى اسلام مىفرماید:براى رضاى خدا سعى کنید. ٢«فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما»
٣-اگر مراکز حقّ،توسط گروهى با خرافات آلوده شد،نباید از آن دست کشید، بلکه باید با حضور در آن مراکز،آنجا را پاکسازى نموده و دست گروه منحرف را از آن کوتاه کرد. «فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما»
٤-عبادت باید عاشقانه و داوطلبانه باشد. «فَمَنْ تَطَوَّعَ»
٥-خداوند در برابر عبادات بندگان،شاکر است. «فَإِنَّ اللّهَ شاکِرٌ» این تعبیر، بزرگترین لطف از جانب او نسبت به بندگان است.