عصر ظهور

موسسه مجازی عصرظهور[امام مهدی(عج)]

موسسه مجازی عصرظهور[امام مهدی(عج)]

نویسند و گردآورنده مطالب :محمدرضا زارع
#نشر مطالب باذکر نشانی این وبلاگ بلامانع است.
_____________________

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ مِنَ الْخَیْرِ مَا یُعَجَّلُ
اصول کافى جلد3 صفحه: 212 روایة:4

ترجمه :
رسول خدا (ص) فرمود: همانا خدا کارهاى خیر، زود انجام شده را دوست دارد.



__________________________
###############دوستان مارا در لینک زیر حتما دنبال کنید.*

دوستانی که بنده را دنبال میکنند، در صورتی که آدرس سایتشان نیز در فهرست دنبال کنندگانمون ثبت باشه و لینک دنبال کردن هم داشته باشند دنبال خواهند شد :) :) :) :) :)

/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\@/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

بسم الله الرحمن الرحیم

إِلَهِی عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ 

وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَیْکَ الْمُشْتَکَى
 وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِی الْأَمْرِ الَّذِینَ فَرَضْتَ عَلَیْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجا عَاجِلا قَرِیبا کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ یَا مُحَمَّدُ یَا عَلِیُّ یَا عَلِیُّ یَا مُحَمَّدُ اکْفِیَانِی فَإِنَّکُمَا کَافِیَانِ
 وَ انْصُرَانِی فَإِنَّکُمَا نَاصِرَانِ یَا مَوْلانَا یَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ.

موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۸ ، ۱۱:۳۷
محمدرضا زارع

سلام دوستان عزیز

اگه عاشق امامیدheartاگه دلتون برا امام زمان(عج) تنگ شدهcrying اگه کار خوبی کردیدblush اگه خواسته و حاجتی از آقا دارید وغیره ، میتونید اگه دوست داشتید توی هر روزی که بود و هر ساعت از شبانه روز ، هر چند بار که خواستید در این جا به صحبت با آقای خوبی ها بپردازید و به صورت عمومی ویا خصوصی نظر بگذارید.

در گذاشتن نظر آزادید و خودمم به عنوان نفرات اول درد و دل میکنم.

((توجه : به دلیل اینکه دردو دل شما در اصل با امام زمان(عج)میباشد نه با این وبلاگ در نظرات این مطلب پاسخی از طرف بنده دریافت نخواهید کرد، به استثنای اولین نظر از خودم))

 

بسم اللّه

شروع کنیدبا:

سلام آقا....

۱۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۹۸ ، ۰۹:۳۰
محمدرضا زارع

 

 

با نظرات خود مطلب ما را مزین و کامل کنید۰

 

 

چرا پیامبر اسلام (ص) با توجه به اختلاف سنی زیاد، با عایشه کم سن و سال ازدواج نمود؟

 

بررسی در منابع تاریخی شیعه و سنی:

 

اولا شرایط سنی که در فرهنگ ما ایرانیان امروزه متداول است، در آن عصر و نزد عرب های آن زمان متداول نبود. بسا اتفاق می افتاد دختران نو رسیده به عقد مردان کهنسال در می آمدند. در این گونه ازدواج ها هیچ گونه خرده گیری و ملامتی وجود نداشت. مانند این که در تاریخ آمده است که عمر از عثمان خواست که دخترش حفصه را به عقد خود در بیاورد در حالی که عثمان حدود بیست سال از عمر بزرگتر بود نیز به ابو بکر که حدود ده سال از عمر بزرگتر بود پیشنهاد ازدواج با حفصه را داد . آری این گونه ازدواج ها در آن فرهنگ پذیرفته شده بود.

 

 

حفصه ابتدا به عقد خنیس پسر حذافه درآمد و با او به مدینه هجرت کرد. خنیس در جنگ بدر کشته شد. عمر او را به عثمان و سپس به ابوبکر پیشنهاد کرد، ولی آنان از ازدواج با وی سر باز زدند. عمر شکایت آنان را نزد پیامبر اسلام برد و محمد قبول کرد که با وی ازدواج کند.[عسکری،نقش عایشه در تاریخ اسلام،ج۱-۳,صص۵۵و۵۶] حفصه از حافظان قرآن بود و نسخه عثمان از قرآن با همکاری وی تهیه شده بود. بنا به نقل شیعیان سورهٔ تحریم به وی اشاره دارد.

 


و ثانیا : این یکی از دروغ های روزگار است که عایشه در هنگام ازدواج کم سن و سال بود در این مورد گفته اند: پیامبر (ص) عایشه شش یا هفت ساله را به عقد خود درآورد و در نه سالگی با او عروسی کرد ؛ هم سن عایشه در هنگامی که به عقد پیامبر درآمد، بیش از شش یا هفت سال بود؛ هم در هنگام عروسی بیش از نُه سال داشت.
در مورد جملة نخست؛ (سن عایشه در هنگام اجرای صیغه عقد)می گوییم:
اوّلاً : داده های تاریخی می گوید: سن عایشه در هنگام عقد، خیلی بیش از مقدار مذکور بود؛ به چند دلیل:
1- برخی از مورخان مانند ابن قتیبه دینوری نوشته اند: عایشه در سال 57 ، یا

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۹ ، ۱۹:۵۳
محمدرضا زارع

#حدیث_مهدوی

 

امام حسین(ع)

«ان الله مأدبه بقرقیسیا، یطلع مطلع من السماء، فینادی: یا طیر السماء! و یا سباع الأرض! هلموا الی الشیع من لحوم الجبارین».

-«خدای تبارک و تعالی یک سفره ی گسترده و مهمانی عمومی در «قرقیسا» دارد که منادی آسمانی بانگ بر می آورد: ای پرندگان آسمان! و ای درندگان بیابان! بیایید تا با گوشت ستمگران شکمی از عزا درآورید».

عقد الدرر/ ص87

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۹ ، ۱۳:۱۷
محمدرضا زارع

#حدیث_مهدوی
 

امام محمد باقر(ع)

«ابو حمزه ی ثمالی می گوید: در خدمت امام باقر علیه‌السلام بودم، چون مردم رفتند و مجلس خلوت شد فرمود (سخنی در جمع خواص):-«یا ابا حمزه! من المحتوم الذی حتمه الله قیام قائمنا، فمن شک فیما اقول، لفی الله و هو به کافر».-«ای ابا حمزه! از امور حتمی ای که خداوند حتمی ساخته است قیام قائم ماست، هر کس در این گفتار تردید کند خدا را در حال کفر ملاقات می کند».سپس فرمود: پدر و مادرم به فدای کسی که هم‌نام و هم‌کنیه ی من است او هفتمین فرزند من است که زمین را پر از عدالت کند هنگامی که پر از جور و ستم شده باشد.ای ابا حمزه! کسی که او را درک کند و در برابر او تسلیم شود آن چنان که در برابر پیامبر و امیرمومنان تسلیم است، بهشت بر او واجب می شود و هر کس تسلیم نشود بهشت بر او حرام می شود و جایگاهش دوزخ است و جایگاه ستمگران چه زشت است».

بحار الانوار/ ج51/ ص139

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۹ ، ۱۴:۵۳
محمدرضا زارع

#حدیث_مهدوی
 

پیامبر اکرم(ص)

یخرج رجل من اهل بیتی یواطی اسمه اسمی و خلقه خلقی فیملأها قسطا و عدلا .

مردی از اهل بیت من خارج می شود که نامش هم نام من و خویش هم خوی من است، زمین را پر از عدل و داد می نماید .

عقد الدرر/ ص31

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۹ ، ۱۳:۴۱
محمدرضا زارع

#حدیث_مهدوی
 

امام زین العابدین(ع)

بعد از شهادت سیدالشهداء ـ علیه‌السلام ـ در شام حضرت سجّاد ـ علیه‌السلام ـ در روز جمعه ای که یکی از سردمداران یزید خطبه‌ی شوم خود را می‌خواند، امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ در آنجا بپا خواست و او را با تندی خطاب کرد و بعد مطالبی ایراد نمود؛ از آن جمله فرمود:أیها الناس! أعطینا ستّاً وفضّلنا بسبع، أعطینا العلم والحلم والسماحة والفصاحة والشجاعة والمحبّة فی قلوب المؤمنین وفضّلنا بأنّ منّا النبی المختار ومنّا الصدّیق ومنّا الطیار ومنّا أسد الله وأسد رسوله ومنّا سبطی هذه الأُمّة ومنّا مهدی هذه الأُمّة...هان ای مردم! خدا به ما شش ویژگی عطا فرموده و با شش امتیاز ما را بر همگان فضیلت و برتری بخشیده است؛ خدا به ما نعمت گرانبهای دانش، بردباری، سخاوت، فصاحت و شجاعت عنایت فرمود؛ و بذر مهر و محبّت ما را بر دل‌ها و قلب‌های با ایمان افشانده است. و نیز ما را به هفت ویژگی برتری و فضیلت بخشیده است. پیامبر برگزیده‌ی خدا از ماست و صدّیق امّت، امیرمؤمنان و جعفر طیار و حمزه شیر خدا و پیامبر، و دو نواده‌ی گرانمایه‌ی پیامبر حسن و حسین ـ علیها السلام ـ و مهدی این امّت از ماست.القائم منّا تخفی ولادته علی النّاس حتّی یقولوا: لم یولد بعد، لیخرج حین یخرج ولیس لأحد فی عنقه بیعة. قائم، از ماست. ولادت او بر مردم مخفی می ماند به گونه‌ای که مردم می‌گویند: او هنوز بدنیا نیامده است تا بدینگونه ظهور کند و به هنگامه‌ی ظهور، بیعت هیچ کس را بر عهده نداشته باشد.

بحار الانوار/ ج45/ ص138

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ خرداد ۹۹ ، ۱۳:۱۲
محمدرضا زارع

#حدیث_مهدوی

 

پیامبر اکرم(ص)

قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه وآله: المهدی علیه‌السلام ـ من ولدی اسمه اسمی وکنیته کنیتی أشبه النّاس بی خلقاً وخلقاً تکون له غیبة وحیرة تضل فیه الأُمم ثمّ یقبل کالشهاب الثاقب فیملأها عدلاً وقسطاً کما ملئت ظلماً وجورا.

رسول خدا فرمودند: مهدی ـ علیه‌السلام ـ از فرزندان من است، اسمش اسم من است و کنیه اش کنیه ی من، از نظر اخلاق و خلقت از همه مردم به من شبیه تر است. برای او غیبت و حیرتی است که امتهایی در آن دوران گمراه می شوند؛ سپس ظاهر می شود همچون شهابی که روشنایی می دهد و بسرعت حرکت می کند و زمین را از عدل و قسط پر می کند بعد از آن که از ظلم و جور پر شده باشد.

بحارالانوار/ ج51/ ص72 و کمال الدین/ ج1/ ص286

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۹ ، ۱۳:۵۲
محمدرضا زارع

#حدیث_مهدوی
 

امام محمد باقر(ع)

یا سیدی! آیة فی کتاب اللّه عزّ وجلّ عرضت بقلبی فاقلقتنی واسهرتنی قال: فاسألی یا أُمّ هانی قالت: قلت قول اللّه عزّ وجلّ: (فلا أقسم بالخنّس الجوار الکنّس) قال: نِعْمَ المسألة سألتینی یا أُمّ هانی! هذا مولود فی آخر الزمان، هو المهدی من هذه العترة تکون له حیرة وغیبة یضلّ فیها أقوام ویهتدی فیها أقوام، فیاطوبی لکِ ان أدرکتیه ویاطوبی لمن أدرکه.

«امّ هانی» می گوید: بامدادی بر حضرت باقر ـ علیه‌السلام ـ وارد شدم و گفتم:سرورم! آیه‌ای از قرآن شریف ذهن و فکرم را بخود مشغول داشته و خوابم را ربوده است فرمود: کدام آیه ام هانی؟ بپرس! گفتم: این آیه‌ی شریفه (فلا أُقسم بالخنس الجوار الکنّس) فرمود: خوب مسأله‌ای پرسیدی ای ام هانی. این مولودی است در آخرالزمان. او مهدی عترت پیغمبر است. برای او غیبت و حیرتی است که گروهی در آن گمراه می گردند و گروه‌هایی راه حق و هدایت را می یابند. خوشا به حالت اگر او و زمان او را درک کنی... و خوشا به حال آنان که او را درک کنند.

کمال الدین/ ج1/ ص326

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ خرداد ۹۹ ، ۱۳:۲۱
محمدرضا زارع

#حدیث_مهدوی
 

کلام امام زمان(عج)

لو أن أشیاعنا وفقهم الله لطاعته علی اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم لما تأخر عنهم الیمن بلقائنا ولتعجلت لهم السعادة بمشاهدتنا

ای شیعه ما 
اگر شماـ که خداوند شما را به طاعت و بندگى خویش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پیمان الهى اتّحاد و اتّفاق می‌داشت?د و عهد و پیمان را محترم می‌شمرد?د، سعادت دیدار ما به تأخیر نمی‌افتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل می‌شد?د.

منابع:تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) / مقدمةج 1 / 40 / 13 - التوقیعان المبارکان ..... ص : 37الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی) / ج 2 / 499 / ذکر طرف مما خرج أیضا عن صاحب الزمان ع من المسائل الفقهیة و غیرها فی التوقیعات على أیدی الأبواب الأربعة و غیرهم ..... ص : 479الوافی / ج 26 / 286 / بیان ..... ص : 279بحار الأنوار (ط - بیروت) / ج 53 / 177 / باب 31 ما خرج من توقیعاته ع ..... ص : 150

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۹۹ ، ۱۴:۱۶
محمدرضا زارع

#حدیث_مهدوی
 

امام حسن عسگری(ع)

«ابراهیم بن مهزیار، یکی از نیکبختانی است که در غیبت صغری به زیارت کعبه ی مقصود و قبله ی موعود، نائل آمده است. وی در این تشرف فرازی از وصیت‌های امام حسن عسکری علیه‌السلام را به حضرت بقیة الله ارواحنا فداه از زبان خود آقا نقل کرده است:«اعلم یا ابا اسحاق! انه قال صلوات الله علیه: یا بنی! ان الله جل ثناءه لم یکن لیخلی اطباق ارضه، و اهل الجد فی طاعته و عبادته، بلا حجة یستعلی بها و امام یوتم به، و یقتدی بسبل سنته و منهاج قصده».«ای ابو اسحاق! بدان که پدرم صلوات الله علیه به من فرمود:«پسر جان! خدای تبارک و تعالی هرگز اقطار زمین و تلاشگران در عبادت و اطاعت را بدون حجتی نمی گذارد که دانش و ایمان  آن‌ها را بالا ببرد، و بدون امامی که به او اقتدا کنند و بدون پیشوایی که راه را به آن‌ها نشان دهد».«و ارجو یا بنی ان تکون احد من اعده الله لنشر الحق و طی الباطل، و اعلاء الدین، واطفاء الضلال فعلیک یا بنی بلزوم خوافی الارض و تتبع اقاصیها، فان لکل ولی من اولیاء الله عزوجل عدوا مقارعا، و ضدا منازعا، افتراضا لمجاهدة اهل یفاقه و خلافه، اولی الالحاد و العناد، فلا یوحشنک ذلک».«امیدوارم که فرزندم! تو از کسانی باشی که خداوند آن‌ها را برای نشر حق و بر چیدن اساس باطل، اعلای دین و خاموش کردن شعله های باطل، آماده ساخته است».«ای فرزند! بر تو باد جاهای پنهان و دور دست، که همواره در جاهای دور دست و پنهان زندگی کن، که برای هر یک از دوستان خدا، دشمنی خطرناک، ملحدان و منکران است، که این امر موجب وحشت تو نباشد».«واعلم ان قلوب اهل الطاعة و الاخلاص، نزع الیک مثل الطیر اذا امت اوکارها، و هم معشر یطلعون بمخائل الذلة و الاستکانة، و هم عندالله بررة اعزاء یبرزون بأنفس مختلة محتاجة، و هم اهل القناعة و الاعتصام. استنبطوا الدین فوازروه علی مجاهدة الأضداد، خصهم الله باحتمال الضیم، لیشملهم باتساع العز فی دار القرار، وجبلهم علی خلائق الصبر، لتکون لهم العاقبة الحسنی، و کرامة حسن العقبی».«پسرم! دل‌های مردم دیندار و با اخلاص، مانند پرندگانی که شیفته ی آشیانه ی خویش باشند، مشتاق لقای تو هستند. آن‌ها در میان مردم با خواری زندگی می کنند ولی در پیشگاه خداوند عزیز و محبوب هستند. آن‌ها خود را بیچاره و بی نقش نشان می دهند ولی اهل قناعت و خویشتن داری هستند. آن‌ها دین خود را به وسیله ی مبارزه با ضد دین، کامل نگه می دارند. خداوند آن‌ها را با پیکار در برابر بی عدالتی امتیاز داده، تا در سرای جاویدان، مشمول عزت و بی کران خود سازی، خداوند آن‌ها را در برابر ناملایمات شکیبا آفریده، تا حسن عاقبت در جهان سرمدی از آنِ آن‌ها باشد».«فاقتبس یا بنی! نور الصبر علی موارد امورک، تفز بدرک الصنع فی مصادرها، و استشعر العز فیما ینو بک تحظ بما تحمد علیه ان شاء الله».«فرزندم! در هر کاری که بر تو پیش آید از نور صبر و مقاومت کسب نور کن، تا به امدادهای غیبی نائل شوی. در هر حادثه ای که بر تو روی دهد عزت و شرف را پیشه ی خود ساز، تا عاقبتی نیکو و پسندیده از آن تو باشد، ان شاء الله».«فکأنک یا بنی بتأیید نصر الله، قد ان، و تیسیر الفلح و علو الکعب قد حان، و کأنک بالرایات الصفر، و الأعلام البیض، تخفق علی اثناء اعطافک، ما بین الحطیم و زمزم. و کأنک بترادف البیعة و تصافی الولاء یتناظم علیک تناظم الدر فی مثانی العقود، و تصافق الأکف علی جنبات الحجر الأسود».«فرزندم! چنان می بینم که زمان تأیید تو با امدادهای الهی نزدیک است، پیروزی و سرفرازی تو با مددهای غیبی فرا رسیده است. روزی را با چشم خود می بینم که پرچم‌های زرد و سفید، در میان حطیم و زمزم (در کنار کعبه) بر فراز دوش‌های تو به اهتزاز در آمده، دست‌ها برای بیعت با تو در پی یکدیگر صف کشیده، دوستان در دوستی تو صفا نشان می دهند و کارها را آن چنان به نظم و اسلوب ردیف کرده اند، که همچون دانه های درّ گرانبها، که در رشته ای قرار می گیرد، شمع وجودت را احاطه کرده اند و دست‌هایشان برای بیعت تو، در کنار حجرالأسود به هم می خورد».«تلوذ بفنائک من ملأ، برأهم الله من طهارة الولاء و نفاسة التربة مقدسة قلوبهم من دنس النفاق، مهذب افئدتهم من رجس الشقاق، لینة عرائکهم للدین، خشنة ضرائبهم عن العدوان، واضحة بالقبول اوجههم، نضرة بالفضل عیدانهم، یدینون بدین الحق و اهله».«قومی به آستانه ات گرد آیند که خداوند آنها را از سرشتی پاک و ریشه ای پاکیزه و گرانبها آفریده است، دل‌هایشان از آلودگی نفاق و پلیدی شقاق پاکیزه است. به فرمان‌های دینی خاضع و منقاد هستند، دل‌هایشان از کینه و عداوت پیراسته است، رخسارشان برای پذیرش حق آماده، سیمایشان با نور فضل و کمال آراسته است. آیین حق را می پرستند و از اهل حق پیروی می کنند».«فاذا اشتدت ارکانهم و تقومت اعمادهم، قدت بمکاثفتهم طبقات الامم، اذ تبعتک فی ضلال شجرة دوحة بسقت افنان غصونها، علی حافات بحیرة الطبریة، فعندها یتلأ لأصبح الحق، و ینجلی ظلام الباطل، و یقصم الله بک الطغیان، و یعید الایمان، و یظهر بک اسقام الآفاق و سلام الرقان، یود الطفل فی المهد لو استطاع الیک نهوضا، و نواسط الوحوش لو تجد نحوک مجازا».«هنگامی که پایه های آنها محکم شد و ستون فقرات آنها نیرومند گردید، با حملات پیاپی آنها اجتماعات ملت‌های جهان در هم می شکند، و آن هنگامی است، که زیر درخت پر شاخ و برگی در کنار دریاچه «طبریه» (در فلسطین) با تو بیعت کنند، آنگاه صبح حق می دمد و تیرگی باطل رخت برمی بندد. و خدای تبارک و تعالی به دست تو کمر طاغوت‌ها را بشکند و راه و رسم ایمان را بازگرداند، و بیماری‌های دیگران و سلامتی دوستان به دست تو آشکار گردد. کودکانی که در آغوش گهواره آرمیده اند، آرزو می کنند که ای کاش می توانستند برخیزند و به سویت بشتابند. درندگان دشت و صحرا آرزو می کنند که ای کاش راهی به کویت باز می یافتند».«تهتز بک اطراف الدنیا بهجة، و تهز بک اغصان العز نضرة، و تستقر بوانی العز فی قرارها، و توب شوارد الدین الی اوکارها، یتها طل علیک سحائب الظفر، فتخنق کل عدو، و تنصر کل ولی، فلا یبقی علی وجه الأرض جبار قاسط، و لا جاحد غامط، ولا شانی مبغض، ولا معاند کاشح، و من یتوکل علی الله فهو حسبه، ان الله بالغ امره، قد جعل الله لکل شی قدرا».«به وسیله ی تو اقطار و اکناف جهان از کران تا کران نزهت گیرد، و هر شاخه ی شکسته و خشکیده ای سرسبز گردد، معیارهای عزت و شرف در جای اصلی خود قرار گیرد، آنانکه از شاهراه هدایت روی برتافته اند، به آئین آرام بخش خود باز گردند، از ابرهای پیروزی و سرفرازی، باران‌های نصرت و رحمت فرو بارد، و دشمنان را در دره های هلاکت غرق سازد، و دوستان را به پیروزی و سرافرازی برساند. دیگر در روی زمین از ستمگر تجاوزگر، منکر عنادگر، دشمن حیله گر، و مخالف بدسیرت، اثر و نشانی باقی نباشد. که هر کس به خداوند توکل کند، خداوند او را بس است. خداوند امر خود را به انجام رساننده است».آنگاه فرمود: ای ابا اسحاق! این نشست ما در پیش تو مکتوم بماند، مگر از اهل صدق و برادران دینی با صدق و صفا. هنگامی که نشانه های ظهور آشکار شود خودت و برادران ایمانی ات بی درنگ به سوی ما بیائید و همراه با دیگر کسانی که به سوی مشعل یقین می شتابند به سوی انوار درخشان مشعل‌های دین بشتابند، تا به حقیقت نائل گردید، ان شاء الله».

بحارالانوار/ ج52/ ص35

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۹۹ ، ۱۳:۴۷
محمدرضا زارع

#حدیث_مهدوی
 

امام حسن مجتبی(ع)

«امام جواد علیه‌السلام روایت می کنند که روزی حضرت علی علیه‌السلام در حالی که به دست سلمان تکیه داده بودند وارد مسجد الحرام شدند و امام حسن مجتبی در محضر آن حضرت بود، در آن هنگام مردی نیکو صورت که جامه های زیبا بر تن داشت وارد شد و به خدمت امیرمومنان علیه‌السلام عرض ادب و تقدیم سلام نمود، سپس گفت: من از محضر شما سه پرسش می کنم، اگر آنها را پاسخ فرمائید می فهمم که این مردم به شما ستم کردند و حق شما را به ناحق غصب کردند، امیرمومنان فرمود: آنچه می خواهی بپرس.چون آن مرد سوالاتش را پرسید، امام علیه‌السلام به فرزند بزرگوارش امام حسن مجتبی رو کرد و فرمود: ای ابومحمد سوالات این مرد را پاسخ بگو.چون امام حسن مجتبی علیه‌السلام هر سه پرسش را پاسخ گفت، آن مرد به وحدانیت خدا و رسالت رسول اکرم گواهی داد و سپس به امامت امیرمومنان و امام حسن مجتبی و امام حسین سیدالشهداء (علیهم السلام) گواهی داد و آنگاه امام‌ها را یکی پس از دیگری شمرد و به امامت هر یکی شهادت داد تا به امام حسن عسکری علیه‌السلام رسید و آنگاه گفت:«و اشهد علی رجل من ولد الحسن لا یکنی و لا یسمی حتی یظهر امره، فیملأها عدلا کما ملئت جورا».«و گواهی می دهم به امامت فرزند امام حسن -عسکری- که نام و کنیه اش گفته نمی شود تا روزی که ظاهر شود و جهان را پر از عدالت کند، آنچنان که پر از ستم شده است».آنگاه امیرمومنان را تودیع کرد و از مسجد خارج شد.امیرمومنان خطاب به امام حسن فرمود: ای ابو محمد برخیز و این مرد را تعقیب کن. امام حسن مجتبی علیه‌السلام بلند شد و به دنبال آن مرد حرکت کرد، لحظاتی بعد برگشت و عرض کرد: این مرد تا از مسجد خارج شد اصلا متوجه نشدم که کجا پای نهاد و به کجا رفت!امیرمومنان فرمود: آیا این مرد را شناختی؟ امام حسن عرض کرد:خدا و پیامبر و امیرمومنان داناترند. امیرمومنان فرمود: او حضرت خضر بود».

اصول کافی/ ج1/ ص441طبق روایات فراوانی حضرت خضر زنده است و در فرصت‌های مناسب در مجلس امامان معصوم علیهم السلام حضور می یافت و اینک در خدمت حضرت بقیة الله روحی و ارواح العالمین له الفداء می باشد و جزء 30 نفری است که همواره در ملازمت آن حضرت هستند و خداوند به وسیله ی آنها رفع غربت از وجود مقدس حضرت صاحب الزمان در زمان غیبت می نماید. غیبت شیخ طوسی/ ص 102

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۹ ، ۱۶:۵۷
محمدرضا زارع